به نام خدا

 

 

افغانستان ، انتخابات، ضرورت ها و راهکارها

 

سلطه و هژمونی گفتمان فاقد مدیریت نظام سیاسی افغانستان در فقدان و نبود نظام مردمی و دموکراتیک ، افغانستان را بر خلاف باور های مثبت مردم نسبت به تحول و دگرگونی رو به توسعه ، به سمت بحران مجدد ام  امنیتی ، اقتصادی، اجتماعی  به پیش راند. افغانستان  پس از جنگ و بحران یس ساله نتنها شاهد پیشرفت و تداوم بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی نبود بلکه سپر عمومی و بستر های اجتماعی و فرهنگی آن نیز از میان رفت .

تجدد و جریان نو سازی تقدیر مشترک همه ی ملت ها و کشور ها ، در طول تاریخ بوده است. جریان نو سازی ، حکومت و ملت سازی در کشور ها  و جوامع غیر انکشاف یافته از رهگذر  دوفازه تکوین یافته است که منظر کلان و خورد تئوریک آن در ذیل مفاهیم آن چون به رشد تبقه متوسط شهری ، پیدایی فرهنگ بورژوازی ، استقلال نهاد ها و ساختار های سنتی از قدرت ، دولت و حاکمیت افزایش نرخ  سواد در میا ن مردم و سر انجام  تغیر فرهنگ سیاسی و... از شئونات و عناصر نظریه های کلان توسعه و نوسازی سیاسی اند. فاکتور های اساسی و بنیادی فوق در بستر های نظام سیاسی سیستم مهور ، مدیر ، برنامه های دقیق استراتژی و ضعیم آگاه و متعهد خواهند داشت.

اکنون عزم و اراده ملی بر آن قرار گرفته است که به همت و تلاش دولت مردان و تکیه بر آمادگی ذهنی و آگاهی مردم و روند جهانی فرآیند نوسازی را به تجربه بیاغازد، انتخابات بهترین مهک و معیار توفیق چنین وضعیتی است.

انتخابات یعنی حاکمیت عقل جمعی و هژمونی مدیریت جمعی و مدیریت نظام نا کار آمد و فاقد وجاهت ملی و بین المللی گذشته ی افغانستان در این دوره ی استراتژی و سیاست موفقی است که باز تاب علایم و خواسته های بر حق ملت افغانستان باشد به گونه ی که افکار عمومی جهانی استقبال مردم از کاندیدان را نشانه ی از حقانیت و اعتبار انتخابات میدانند.

در رقابت انتخاباتی افراد و سیاست مدارانی موفق اند که بیشترین تلاش را برای بسیج افکار عمومی به نفع سیاست های خود انجام دهند.

بنا بر این مردم و ملت افغانستان که از مدیریت نا کار امد ، وعده های غیر عملی ، بحران و کشتار مردم بی گناه خود به ستوه آمد] اند و جامعه جهانی نیز انتخابات را با همه چالش هایی که فرا روی افغانستان وجود دارد بهانه ای برای تعغیر رژیم و وضعیت میداند، ضرورت است تا مسئولین محترم کمپاین انتخاباتی داکتر صاحب عبدالله عبدالله با دقت تمام و در نظر گرفتن آراء و سلایق ملت افغانستان پلان های خود را طراحی و اجرا نمایند، زیرا در افغانستان امروز میتوان از نسلی یاد کرد که هر کدام ذهنیت خواص خود را دارد.

نسل جوان ،نسل درگیر در تحولات اخیر افغانستان و نسل سنتی افغانستان. در جریان انتخابات ما بر رای هر سه نسل نیاز مندیم، به نابراین گفتمان ستاد انتخاباتی باید پاسخ های اقناع کننده برای هر سه نسل را داشته باشد و استراتژی کمپاین انتخاباتی در افغانستان نیز بر پیش دو مکانیزم هم زمان استوار است:

1: ایجاد ساختار تشکیلاتی با دوسپلین و استفاده از بهترین ایده های کار شناسان مسلکی در بخش های مربوط

2: استفاده از شیوه های سنتی  ، ارتباط و تعا مل ، آنچنان که همواره در جامعه افغانی و امور اجتماعی ،سیاسی مصئون بوده است تلاش شود.

 ستاد های انتخاباتای همزمان با بهره از جدیدترین اصول مدرن، بشریت دیپلوماسی و مشورت را به بزرگان قومی ، مذهبی و محلی داشته باشند، جلسات و دیدرهای متعدد گرفته شود.

تلفیق الگوهای مدرن و سنتی در شرایط فعلی در افغانستان ، بیشترین بازدهی را خواهد داشت. ما باید بتوانیم به زبان های همه نسل های افغان سخن بگوییم.

نکته پایانی خوب است یاد آوری شود که تصور غالب مردم افغانستان از جناب داکتر عبدالله عبدالله که شایستگی زیادی در عرصه های جدید و نوین سیاسی، اقتصادی و امنیتی و بازسازی تبارز داده است و در عین حال کسی است که به ارزشهای اسلام و فرهنگ ملی تعهد دارد و ارز مدار است اگر در کمپاین انتخاباتی بر این دو جنبه تاکید بیشتر شود، تاثیر بسیار مثبتی خواهد داشت.

پلان ها وساختار که ارایه شده که درادامه خواهد آمد بر بنیاد چنان پیش فرضها ارایه گریده است.

 


 

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع افغانستان، انتخابات،ضرورت ها و راهکارها | لینک ثابت