رادیو پیام زن افتخار دارد که آخرین تحولات افغانستان ومنطقه را با جناب داکتر عبدالله به بحث گرفته است.    

رادیو پیام زنان: جناب آقای داکتر عبدا لله باتوجه به اینکه شما یکی ازشخصیت های مطرح درمعادلات سیاسی افغانستان هستید، ممکن است لطف بفرمایید که بعداز هفت سال سقوط طالبان وحضور نیروهای نظامی ناتو وامریکا درافغانستان، افغانستان به کدام سو حرکت می کند و آیا چشم انداز روشنی از آینده افغانستان وجود دارد؟                     

 داکترعبدالله: درشرایط فعلی اگر اوضاع افغانستان را بر رسی نماییم، از نطقه نظرات متفاوت و به دلیل فقدان سیاست روشن درمسایل داخلی ومنطقه، وضعیت موجود افغانستان کاملا پیچیده است و امیدواریهایی که مردم به تامین صلح وامنیت داشتند، روز به روز به یاس تبدیل میشود. اما باتوجه به این واقعیت، هنوز هم مردم امیدوارهستند که تغیراتی درشرایط بوجود بیاید و افغانستان رو به بهبود برود. خوشبختانه هنوز جامعه بین المللی درکنار مردم افغانستان است و به ادامه کمک هایش متعهد است. به دلیل همین دو فکتور، یکی امیدواریهای مردم ویکی هم ادامه کمک های جامعه بین المللی هنوز هم امکان بهبود اوضاع وجود دارد. اما با آن هم وضع موجود برای مردم افغانستان پریشان کننده است و سوالات زیادی درذهن مردم افغانستان است که حکومت موجود جواب گوی آن نیست.

 رادیوپیام زنان: به نظرشما این هفت سال برای افغانستان چقدر مهم بوده است؟

 داکترعبدالله: هفت سال قبل نود درصد، خاک افغانستان تحت اداره وکنترول طالبان والقاعده قرار داشت و آینده تاریکی را برای مردم افغانستان ترسیم کرده بودند وهمچنان از افغانستان به عنوان یک منطقه امن برای سایر فعالیت های تروریستی درسطح منطقه وجهان استفاده میکردند. بادرنظرداشت این وضعیت، بعد ازحادثه نهم ویازدهم سپتامبر، توجه دنیا به افغانستان معطوف گردید که حمایت ازافغانستان و حوادثی مانند توافق نامه بن،  تدوین قانون اساسی، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی گامهای مهم و نقطه عطف درتاریخ افغانستان تلقی میگردد که درجریان همین هفت سال اتفاق افتاده اند. باتوجه به شرایط ناهنجار افغانستان در 25 سال گذشته، بعد از سقوط طالبان روزنه های امید برای اقشار مختلف مردم افغانستان گشوده شدند ومردم باامیدواری به آینده بهتر درسایه قانون وارزشهای دموکراسی برای بازسازی افغانستان دست به کارشدند، مهاجرین افغانستا ن شروع به برگشت کردند که این تحول درواقع یک تحول مهم وتاریخی محسوب میگردد. اما متاسفانه به دلیل یک سلسله تحولات ناخوشایند هم درسطح افغانستان وهم درسطح منطقه، ازاین تحول تاریخی وفرصت استثنایی استفاده خوب صورت نگرفت. به دلیل همین غفلت، طالبانی که درآنسوی مرزها قرار داشتند کم کم ازطرفیت بالاتر برخوردار گردید درحدی که امروز صلح وامنیت را درافغانستان وپاکستان تهدید مینماید وبخشی از جنوب هم درکنترول آنها قرار دارد که این انکشافات پدیده ای تاسف برانگیز است. بنابراین اگر به این پدیده چه درسطح ملی وچه درسطح بین المللی توجه جدی صورت نگیرد صلح و امینت درافغانستان و منطقه با تهدید جدی مواجه میباشد.

 رادیو پیام زنان: آقای کرزی اول براساس توافقنامه بن وبعدا به اساس آراء مردم به ریاست جمهوری برگزیده شد، اما آنچه را که آقای کرزی به انجام آن تعهد سپرده بود هرگز عملی نشد. به نظرشما چه عواملی سبب گردید که حکومت آقای کرزی به عنوان یک نظام ناکارآمد وناموفق شناخته شود؟

 داکترعبدالله: به نظرمن زمانی که آقای کرزی ریاست حکومت را برعهده داشت، ازحمایت وپشتیبانی نود درصد مردم افغانستان برخورداربود و درعین زمان درسطح بین المللی یک اجماع برای حمایت ازافغانستان وجود داشت که این موقعیت را هیچ رهبری درطول تاریخ افغانستان نداشته است. این واقعیتی بود که همه شاهدش بودیم. متاسفانه بعد ازسال 2002 وضعیتی شکل گرفت یک تعداد اشخاص درداخل افغانستان وهمچنان پاکستان به عنوان یک نیروی موثر درمنطقه قضایا را چنین توجیه کردند که گویا تهدیدی از جانب طالبان والقاعده وجود ندارد وبلکه تهدید ازمنابع داخلی میباشد. جبهه متحد که به نام اتحادشمال یاد میشد، درحالیکه این جبهه هیچ گاهی محدود به شمال نبوده است، مورد سوء ظن قرار گرفت وانگیزه ای درداخل افغانستان درسطح رهبری و افراد پیداشد که باید معادلات داخل افغانستان هم تغیرکند و متحول شود. درراستای این تغیرات تلاش گردید که یک نیروی سیاسی که همزمان درحفظ امنیت افغانستان هم تاثیر داشت و یگانه نیروی منظم ومسلح درخدمت دولت به شمار میرفت، تضعیف گردد. متاسفانه جامعه بین المللی را نیز باخود کشانیدند واین پروسه دوام پیدا کرد. و پاکستان هم باتمام تلاش به این مسئله دامن زد. طالبان که به عنوان تهدید دربیرون ازمرزهای افغانستان قرار داشتند، ازمرکزتوجه بیرون گردید ویک تهدید ساختگی که اصلا وجود نداشت موردتوجه قرار گرفت. پاکستان با طالبان بازی دوگانه داشت که ازیک طرف با سیاست های جامعه بین المللی حرکت میکرد وازایالت متحده امریکا کمک های مالی دریافت میکرد وازطرف دیگر به تقویت طالبان پرداختند و رهبران فراری و نیروهای شکست خورده طالبان را که  جایی درمیان مردم نداشتند درتبانی با القاعده تقویت کردند. البته درآن زمان نیروهای ائتلاف هم درافغانستان حضور چشمگیر نداشتند ونهاد های دولتی هم درحال شکل گرفتن بود که درچنین وضعیت، جبهه متحد تنها نیروی بود که می توانست دربرابر تهدیدات طالبان والقاعده ازمردم افغانستان دفاع نماید. اما به جای توجه به منابع اصلی تهدید، نیروهای جبهه متحد شامل پروسه دی دی آر، گردیده وخلع سلاح شدندکه درنتیجه خلاء جدی درتامین امنیت ایجاد گردید. 

 اما دربعد سیاسی آقای کرزی خودرا بی نیاز ازاجماع سیاسی که دراطرافش صورت گرفته بود احساس میکرد. چون فکرمیکردکه جامعه بین المللی بدون قید وشرط ازاو حمایت میکند ونیازی به پشتیبانی گروه های سیاسی داخلی ندارد. همین مسئله و                      

خلاء امنیتی که ازناحیه تضعیف نیروهای جبهه متحد بوجود آمده بود، سبب گردید که مخالفین دولت ازاین فرصت بهره برداری کرده ودولت افغانستان تضعیف گردد. بالاخره بعد ازانتخابات وضعیتی پیش آمد که اجماع سیاسی درداخل افغانستان کاملا برهم خورده ونیروهای سیاسی که حامی دولت بود پراگنده شوند. انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت وبه دنبال آن انتخابات پارلمانی صورت گرفت و میلیونها مردم دراین انتخابات شرکت کردند، اما وقتیکه پارلمان ایجاد شد قوه اجراییه درصدد تضعیف وبی اعتبارساختن پارلمان برآمد درحالیکه پارلمان افغانستان یک دست آورد برای تمام مردم افغانستان بود و برخورد خصمانه باپارلمان درزمانی صورت میگرفت  که آقای کرزی ریاست جمهوری افغانستان را به عهده داشت. همه اینها عواملی بودند که در بحرانی کردن وناامن کردن وضعیت افغانستان نقش داشته اند. اما به این نکته هم باید تاکید کنم که نقش پاکستان وبازیهای دوگانه ای را که پاکستان انجام میداد درتضعیف دولت افغانستان وناامن کردن اوضاع افغانستان فوق العاده اثر گذار بود.

درسطح بین المللی ایالات متحده امریکا درعراق درگیر شد و ازتحولاتی که درداخل پاکستان صورت میگرفت غافل ماند. به این معنی که طالبان روز به روز درپاکستان تقویت میگردیدند تا امنیت افغانستان را برهم بزنند. ازطرف دیگر روابط امریکا درسطح منطقه هم  شکل پیچیده تر میگرفت جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وسایر تحولات بین المللی دست دردست هم داده وسبب گردیدکه اوضاع روز به روز متشنج گردد.

 رادیو پیام زنان: در رسانه ها وهمچنان درمحافل سیاسی ازشما به عنوان چهره کلیدی درحکومت بعدی نام برده میشود. شما چقدر با این تبصره موافق هستید؟ حتی چندی قبل شایع شده بود که شما به امریکا دعوت شده اید. اما این خبر ازطرف شما تکذیب گردید. ممکن است دراین زمینه روشنی اندازید؟

 داکترعبدالله: دراین خصوص باید عرض کنم می پرسند وفکرمیکنند که سفری بوده ویا دعوتی صورت گرفته است اما چنین سفری نبوده وچنین دعوتی هم صورت نگرفته است. اگر چنین سفری صورت میگرفت، تاجاییکه ممکن بود هموطنان عزیز را درجریان نتایج آن قرار میدادم.

البته اینکه درمورد ایفای نقش من درآینده  سیاسی افغانستان تبصره صورت گرفته است، درحالیکه من خدمت به مردم افغانستان را ازهرطریق ممکن وظیفه وآرمان خود میدانم اما یک مسئله را واضح بسازم که برای کاندید ریاست جمهوری درانتخاباتی که درپیش رو است تاهنوز تصمیم نگرفته ام. البته تبصره های که دراین زمینه صورت گرفته یک بخشی ازآن ناشی از انتظارات مردم افغانستان میباشد اما تاآنجاکه به من تعلق میگیرد، تاهنوز  به این تصمیم نرسیده ام.

 رادیو پیام زنان: برخی از آگاهان سیاسی میگویند که شما و یا آقای احمد ضیاء مسعود کاندید جبهه  ملی میباشید. باتوجه به اینکه شما عضو جبهه متحد ملی هم نیستید، چقدر این گفته درست است؟

 داکترعبدالله: البته بحث ها ومشوره های دراین زمین وجود داشته است اما تا آنجاکه به من تعلق میگیرد، همانگونه که قبلا عرض کردم، تا به حال به این نتیجه وتصمیم گیری نرسیده ام.

 رادیوپیام زنان: اگرشمادرحکومت بعدی درمرجع تصمیم گیری قدرت قرار داشته باشید، با پاکستان چگونه برخوردمی نمایید؟ معضل خط دیورند را چگونه حل می کنید؟

 داکترعبدالله: بدون اینکه من خودم را درچنین موقعیتی قرار بدهم، هرکسی که درچنین موقعتی قرار داشته باشد، باید منافع ملی افغانستان را معیار رفتار خود با پاکستان وتمام همسایگان افغانستان قرار بدهد. ازاین رهگذر آنچه که منافع ملی افغانستان را ایجاب می نماید همان ازاولویت برخوردار است. اما شما اشاره بخصوص درموردکشور پاکستان داشتید، که دراین زمینه باید در روشنایی منافع ملی افغانستان باید قدم برداشته شود. مسئله خط دیورند هم یک مسئله تاریخی است و ازنظر زمانی به دوره ی تعلق میگیرد که جغرافیای سیاسی منطقه به شکل دیگر بوده است. اما اگر بصورت آینده نگری به قضایا برخورد شود، منافع ملی افغانستان ایجاب مینماید که باتمام همسایگان افغانستان روابط حسنه ودوستی متقابل و عدم مداخله به امور یگدیگر ایجاد شود. اما وقتیکه دشمنان افغانستان درداخل پاکستان تربیت میگردد، باید ازتمام امکانات دیپلوماتیک استفاده گردد تاجلو این حرکت گرفته شود. متاسفانه درگذشته، جامعه بین المللی ادعای افغانستان را مبنی بر آموزش دشمنان افغانستان درپاکستان، قبول نمیکردند وازاین واقعیت چشم پوشی میکردند. اما با توجه به رشد فزاینده طالبان درمنطقه، پاکستان مجبور میشود که به این واقعیت اعتراف نماید. همین اظهارات اخیر آقای زردادی ریس جمهور پاکستان اگر درنظر گرفته شود، ایشان اعتراف میکند که پاکستان باخطر جدی طالبان وافراط گرایی مواجه است وطالبان وافراط گرایان سلامت وامنیت پاکستان را به شدت تهدید می نمایند.

این واقعیت را ریس جمهور پاکستان درحالی اعتراف میکند که دولت مردان پاکستان قبل ازاین، این واقعیت را انکار میکردند وهمین چشم پوشی آنها ازهمین واقعیت سبب گردید طالبان با قدرت بیشتر درداخل پاکستان عرض وجود نمایند و سلامت وامنیت پاکستان را تهدید نمایند. هرچند که ریس جمهور پاکستان امروز ازنظر سیاسیی به این نتیجه میرسد، اما مطمئین نیستم که دستگاه استخبارات پاکستان به این نتیجه رسیده باشد که استفاده ازتروریزم وافراط گرایی به عنوان یک وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی، برای سلامتی پاکستان نیز مشکل ایجاد میکند. قطع نظر ازمسایل تاریخی، به نظرمن مسایل عمده واقعیت های امروز است که اگر پاکستان وافغانستان نتوانند به این تفاهم برسند که تروریزم و طالبان  دشمن مشترک هردوکشور میباشند وسلامت وامنیت هردو کشور را تهدید می نماید،  واگر هنوز پاکستان به این امیدواری باشد که می تواند یک نظام وابسته را درافغانستان حاکم نماید واگر چنین چیزی مقدورنباشد افغانستان باید یک حکومت ضعیف داشته باشد، من آینده روابط دوکشور را خوب ارزیابی نمیکنم. البته یک سلسله اقداماتی هست که باید افغانستان انجام بدهد اما تغیر این وضعیت بیشتر به پاکستان تعلق میگیرد. درحالیکه فرصت های زیادی وجود دارد که هردوکشور میتوانند بااستفاده از آن به نتیجه مطلوب برسند اما با دوام این وضعیت این فرصت ها ضایع میشود. البته وضعیت داخل افغانستان نیز خیلی مهم است. تفاهم سیاسی اشخاص وجریانات سیاسی، اشخاص وجریاناتی که درداخل وخارج کشور قراردارند وبرای آبادی افغانستان فکر میکنند ازاهمیت استراتیژیک برخوردار است که می توانند با طرح یک سیاست منطقی به تامین امنیت وبرقراری ثبات درافغانستان کمک نمایند. هرچند که تحرکات طالبان نیز تشویشهای را برای مردم ایجاد کرده است که مردم  آینده افغانستان را مبهم می بینند که پاسخ طالبان به صدای صلح این ابهامات را بیشتر میکند.همان اجماع اولی که درموردافغانستان وجود داشت، تحت تاثیر این تحولات تضعیف گردیده و منجر به وضعیت فعلی گردیده و اسباب تشویش همه را فراهم کرده است.

رادیوپیام زنان: شما تاکید کردید که سیاست دوگانه پاکستان درقبال افغانستان ومداخله پاکستان درامور افغانستان وهمچنان اشاره کردید که مسله خط دیورند یک مسئله تاریخی است. درحالیکه بسیاری ازتحلیلگران سیاسی معتقدند که مشکل اصلی پاکستان وافغانستان درهمین معضل خط دیورند نهفته است. دولت افغانستان همیشه ادعای اراضی داشته است به گونه که ایالت بلوچستان و ایالت صوبه سرحد، جز خاک افغانستان میباشد. شما این ادعا را چگونه ارزیابی میکنید؟

 داکترعبدالله: البته یک نکته را باید درنظر بگیریم که اهداف پاکستان درسطح منطقه وچیزی را که پاکستان توقع دارد که درآن نقش داشته باشد، به مراتب بالاتر از این مسئله بین دوکشور میباشد. با فروپاشی شوروی سابق، پاکستان تلاش ورزیده است که با تقویت افراط گرایی وتروریزم درسطح منطقه، به عنوان یک قدرت منطقه ی تبارزنماید. البته دراین شکی نیست که از مسئله خط دیورند پاکستان استفاده سیاسی کرده است. اما پاکستان میداند که افغانستان  درصدد تغیرات درجغرافیای فعلی منطقه نیست ونخواهد بود. اما راه های حلی وجود دارد که اگر دوکشور به آن عمل نمایند، همین مسئله خط دیورند میتواند به یک مسئله جانبی تبدیل شود. اما متاسفانه پاکستان بااستفاده از همین مسئله سیاست توسعه طلبانه خود را درافغانستان عملی کرده است. لذا به نظرمن معضل خط دیورند، یک بحث جدا گانه میخواهد که این مسئله نباید با اهداف آزمندانه پاکستان درمنطقه خلط شود. همانگونه که اشاره شد، بعد ازفروپاشی شوروی سابق، پاکستان تلاش ورزیده است که به عنوان یک قدرت درسطح منطقه تبارزنماید وبه خاطر اعمال فشار بالای هندوستان و برای رسیدن به آسیای میانه، به تربیت نیروهای افراطی پرداختند. همین امروز درپاکستان هزاران نفر از کشورهای مانند چین، قفقاز، آسیای میانه، شرق دور و شرق نزدیک و خیلی ممالک دیگر عربی مصروف آموزش وتعلیمات هستند که ازافغانستان به عنوان میدان تمرین استفاده می نمایند. این حرکات اهداف پاکستان را به مراتب گسترده تر از سطح افغانستان نشان میدهد ودر راستای این اهداف افغانستان به عنوان یک تخته ی خیز، مورد نظر قرار گرفته است. بانظرداشت  سهمی که پاکستان درجنگ سرد داشته است، حق خود میدانست که افغانستان را دراختیار داشته وبااستفاده از افغانستان بتواند نفوذ خود را درسطح منطقه گسترش ببخشد. اما به نظرمن  این نوع سیاست، یعنی استفاده سیاسی از یک قضیه که تنها بین افغانستان و پاکستان  ازگذشته باقی مانده است  فکرنمیکنم که راه صواب باشد.

رادیوپیام زنان: شما به سیاست دوگانه پاکستان درمورد افغانستان اشاره کردید، به نظر شما چرا دولت پاکستان متمایل به برقراری ثبات درافغانستان نیست واگر شما بالفرض خود به جای آقای کرزی می بودید، چه کاری را انجام میدادید که آقای کرزی انجام نداده است؟

 داکترعبدالله :درمورد پاکستان باید بگویم که ازپاکستان توقع میرفت وامیدواری نسبی وجود داشت که با درنظرداشت خطراتی که ازناحیه طالبان وتروریزم بین المللی متوجه پاکستان بود، متوجه این خطرگردیده وازیک فرصتی که درسطح منطقه بوجود آمده بود، به صورت درست استفاده میکردند و تهدید امنیتی درپاکستان هم انکشاف نمیکرد. اما پاکستان وضعیت بوجود آمده درافغانستان را وبخصوص توسعه سیاسی را دراین کشور، مطلوب نمیدانست وحتی سیاست استفاده از تروریزم وافراط گرایی را به عنوان  یک استراتیژی برای دست یابی به اهداف سیاسی به کار گرفت به گونه ی که این سیاست هیچ گاهی از گزینه های سیاسی پاکستان خارج نگردید. البته هنوز هم سیاست استفاده از افراط گرایی برای دست یابی به اهداف سیاسی، در سرخط سیاست های پاکستان قرار دارد ودرهمین مسیر است که طالبان تقویت یافت تا اینکه به تهدیدجدی برای صلح وامنیت درافغانستان تبدیل گردید.

سوالی را که شما مطرح کردید، همانگونه که اشاره کردم یک فرصت استثنایی وبسیار مهم دراختیارمردم افغانستان قرار گرفته بود. درگذشته اگر رهبری که محبوبیت داخلی داشت، شرایط منطقه خوب نبوده ویا شرایط بین المللی به نفع افغانستان نبوده اما بالاخره بعد ازسالهای جنگ وسالهای ناآرامی درافغانستان، مردم افغانستان جمع میشوند ازپروسه سیاسی وازرهبری واحد پشتیبانی میکنند که خود یک فرصت استثنایی محسوب میگردید. بناء هرکسی که دراین موقعیت قرار میداشت ازاین وضعیت استفاده بهتر میکرد وبرا ی تحکیم وحدت ملی، ایجاد نهادهای ملی و تامین صلح وامنیت درافغانستان توجه صورت میگرفت. باتوجه به حمایت بین المللی از مردم افغانستان که یک حمایت موقت وچند روزه نبود باید ازتمام این گزینه ها وامکانات استفاده بهتر صورت میگرفت و مهم ترازهمه حفظ اجماع سیاسی ضرورت اصلی افغانستان بود. نهادهای ملی مانند پولیس ملی وارتش ملی باید درمرکز توجه دولت قرار میداشت تا از قدرت وصلاحیت دفاع ازافغانستان و تامین صلح وامنیت درافغانستان برخوردار میگردید. باید تلاش صورت میگرفت که مردم افغانستان درسایه نظام فراگیر معتدل اسلامی ارزشهای دموکراسی  وهمدیگر پذیری را تجربه کرده و درحیات سیاسی جامعه مشارکت میکردند.

اینها پدیده های مهمی اند که رهبری سیاسی با دورنگری سیاسی به آنها باید توجه جدی مبذول میداشت تا از بوجود آمدن وضعیت فعلی جلوگیری میگردید وقدم های اساسی برای ایجاد افغانستان آرام و با ثبات برداشته میشد وهم مردم افغانستان درسایه قانون احساس آرامش میکردند.

رادیوپیام زنان: درمورد شخص شما انتقاداتی وجود دارد که بعد از برکناری از وزارت خارجه، نسبت به قضایا و تحولات سیاسی افغانستان موضع صریح و روشن نداشته اید. باتوجه به اینکه سیاست و رفتار حکومت آقای کرزی قومی بوده است وشما به عنوان یک شخصیت سیاسی که فرا قومی می اندیشید، هیچ عکس العمل جدی دربرابر این سیاست نداشته اید. ممکن است دراین مورد روشنی اندازید؟

 داکترعبدالله: البته هرکس رویه متفاوت دارد وبصورت متفاوت وبا روش متفاوت میتواند در اوضاع نقش  داشته باشد. همانگونه که اشاره کردید، شاید انتقاداتی دراین زمینه وجود داشته باشد ومن هم می پذیرم که درمورد من انتقاداتی وجودداشته است. اما من دراین مدت ،به نحوی ازآنجا که  درقضایای سیاسی افغانستان دخیل بوده ام، زمانی در درون دولت بوده ام وحتی زمانی که بیرون ازدولت بوده ام کوشش کرده ام که ازطروق مختلف درحد ممکن تاثیراتی را براوضاع سیاسی افغانستان داشته باشم. درحالیکه دوستان دیگر به محض اینکه از دایره حکومت بیرون شدند، شروع کردند به انتقادات ازحکومت، اما من این روش را  روش مناسب ندانستم. البته زمانی هم که درحکومت بودم، بحث های زیادی درحکومت وجود داشت که این مباحث به منظور تقویت نظام و توحید کردن اهداف وسیاست های دولت درراستای تامین صلح وامنیت بود واین روشی بود که من درداخل نظام  تازمانی که درحکومت بودم ازآن استفاده میکردم. اما زمانی که بیرون ازنظام بوده ام اگر به انتقاد صریح ازحکومت می پرداختم شاید نتیجه ناراضی بودن از عدم حضور درحکومت تعبیر میگردید. باید علاوه کنم که بودن درحکومت برای من هدف نبود و هدف از بودن درحکومت خدمت به مردم افغانستان بود. همانگونه که اشاره کردم هرکس با روش متفاوت سیاسی به مسایل سیاسی می پردازد. ازاین رهگذر تاجایی که درقضایای افغانستان تاثیر داشته ، درسینمارها، کنفرانسها، وصحبت های که بامحترم حامد کرزی داشته ام وهمچنان صحبت های که باسایر اشخاص و جریانات سیاسی  واعضای دولت داشته ام، نظرات وانتقادات خودرا مطرح کرده ام. اما این نظرات وانتقادات درسطح مطبوعات مطرح نگردیده است و شخصا هم نخواسته ام از این انتقادات تعبیر نادرست شود.

 رادیوپیام زنان: افغانستان که برای پاکستان وهندوستان از اهمیت استراتیژیک برخوردار است، به نظرشما چه راهکارهای عملی وجود دارد که توازن منافع این دوکشور درافغانستان حفظ شود و تصادم صورت نگیرد؟

 داکترعبدالله: درقدم اول نباید برای هیچ کشوری حق ویتور در روابط خارجی افغانستان داده شود. یعنی اگرپاکستان توقع داشته باشد که ما رابطه خود را باهندوستان براساس خواست پاکستان عیار نماییم، این خواست مورد قبول افغانستان نخواهد بود. ازاین رهگذر باید باهوشیاری به این مسئله پرداخته شود ودرعین زمان باید تاکید شود روی نقاطی که منافع مشترک وجود دارد. البته تاکید من این است که درمورد پاکستان باید یک تصمیم اساسی وعقلانی گرفته شود. تروریزم وافراط گرایی که تهدید جدی برای سلامتی هردو کشور میباشد، پاکستان نباید از آن به عنوان یک وسیله استفاده کند. پاکستان نیز باید دراین زمینه تصمیم جدی بگیرد. پاکستان باید مطمئن باشد که افغانستان هیچ گاهی درصدد تهدید سیاسی پاکستان نبوده است ونخواهد بود. البته زمانی که افغانستان تحت اشغال شوروی قرار داشت، وضعیت به گونه دیگر بود و قضایا خیلی فراتر ازخود افغانستان بود که مردم افغانستان با آن وضعیت مبارزه کرد. وضعیتی هم که قبل ازآن وجود داشت مربوط به گذشته بوده است. اما افغانستان دروضعیت جدید سیاسی یعنی بعد از 2001 تلاشها وکوششهای زیادی را انجام داد مبنی براینکه نیت نیک خود را به عنوان یک همسایه بامشترکات تاریخی وفرهنگی برای پاکستان هویدا بسازد. اما اوضاع داخلی و اوضاع بین المللی میتواند دراین زمینه اثر بگذارد.

 رادیوپیام زنان: در این اواخر انتقادات آقای کرزی از بمبارانهای ائتلاف بین المللی که منجر به کشته شدن افراد غیر نظامی میشود افزایش یافته است وحتی به امریکا هوشدار داده است که از روسیه امکانات نظامی میخرد. شما این اظهارات را چگونه تعبیر می نمایید؟

 داکترعبدالله: آقای کرزی به عنوان ریس جمهور افغانستان که بر اساس آراء مردم برگزیده شده است، مسئولیت دارد که ازمردم افغانستان حفاظت نماید اما اگر این اظهارات با انگیزه استفاده سیاسی صورت گرفته باشد، مورد تائید مردم افغانستان نخواهد بود. خیلی مهم است که به سرنوشت مردم توجه جدی صورت بگیرد اما اگر مسئولین سیاسی کشور از مصیبت های مردم استفاده سیاسی نمایند، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست. مسئله دوم این است که مثلا طالبان در روزهای گذشته در کابل با عمل های انتحاری وحشت ایجاد کردند اما متاسفانه عکس العملی که  ریاست جمهوری درهمان روز اول حادثه داشت، فقط دستور تحقیقات پیرامون حادثه بود ونه تقبیح این حادثه.        

رهبران سیاسی افغانستان چه درحکومت وچه درخارج ازحکومت باید توجه داشته باشد که درک مردم افغانستان را دست کم نباید گرفت. مردم افغانستان متوجه همه حرکات واعمال ما هستند. من تصورنمیکنم که اگر اعمال وحشیانه طالبان را ویا هرکسی دیگری که درپشت این حادثه قرار داشته باشد تقبیح نکنیم واین موضوع به کم کردن دردهای مردم افغانستان کمک نماید. بصورت کلی نظرمن این است که هنوز مردم افغانستان

امیدوار بهبود اوضاع هستند وامیدوارند که این پروسه به موفقیت بیانجامد. درواقع مردم نمیخواهندکه افغانستان به گذشته برگردد. اما درعین حال متوجه رفتار وکردار ما نیز هستند. به نظرمن کسانی که توان فهم وعقلمندی مردم را نادیده ویا دست کم میگیرند، درسهای ناگوار تاریخ درانتظارشان خواهند بود. بازگو کردن دردهای مردم افغانستان وظیفه همه است وبیشتر وظیفه کسانی که در درجه بالای از مسئولیت سیاسی قرار دارند. رفتار وسیاست اینها باید صادقانه باشد. تا آنجاییکه به نیروهای ناتو تعلق میگیرد  مسئولین دولتی یا ریس جمهور باید با آنها صحبت نمایند و دراین زمینه باید تصامیم درست و منطقی اتخاذ شود. فکرمیکنم که شکایت ها راه حل نمیباشد.                                                                                         

 رادیوپیام زنان: آقای کرزی چه دست آوردی درمذاکره با طالبان داشته است؟ شما هم ریس جرگه امن منطقه ای بوده اید ودراین راستا سفری به پاکستان داشتید. دست آورد این جرگه چه بوده است؟

 داکترعبدالله: درمورد مذاکره با طالبان فکرنمیکنم که تاهنوز دست آورد مشخصی دراین زمینه وجود داشته باشد. البته یک دلیلش هم این بوده که پروسه مذاکره با طالبان یک پروسه شفاف وروشن نبوده است درسطح ملی مطرح نشده است. دراین پروسه از جریانهای سیاسی همسو با دولت نظرخواهی صورت نگرفته است.

 ادعاهای که گاهی به دلیل خوشباوری وساده اندیشی  ازاین سو وآن سو شنیده میشود می بینیم که ازطرف طالبان با ترور پاسخ داده میشود. متاسفانه مردم افغانستان نمیدانند که سیاست های دولت افغانستان برکدام مبنی طرح وتنظیم گردیده است. بنابراین روشن بودن سیاست های دولت در رابطه با پاکستان و دررابطه باطالبان کمک می کند که افغانستان به صورت بهتر بتواند به مقصد برسد. اما متاسفانه درشرایط فعلی این سیاست بسیار مغشوش است.

 اما دررابطه باجرگه امن باید بگویم که این حرکت یک فضای خوبی را ایجاد کرده بود که بااستفاده ازآن میشد روابط افغانستان وپاکستان را درسطح بهتری بهبود بخشید.البته اهداف جرگه امن تنها دنبال کردن مذاکره با طالبان نبود. هدف جرگه امن فراتر ازاین مسئله بود که هدف آن ایجاد یک فضای تازه میان افغانستان وپاکستان بود؛ روشی که کمتر معمول بوده است. باتوجه به وضعیت افغانستان وپاکستان این حرکت یک تلاش کاملا استثنایی بود که درآن تمام اقشار سیاسی واجتماعی وشخصیت های سیاسی چه درداخل دولت وچه درخارج دولت دریک جلسه هفت صد نفری شرکت کردند وهمه ابعاد روابط دوکشور را مورد بحث قرار دادند وحتی راه های را برای بهبود روابط دوکشور تجویز کردند. اما متاسفانه به دلیل اوضاع آشفته پاکستان در ادامه فعالیت های این جرگه نتوانست پیگیری صورت بگیرد.

 درمورد مذاکره باطالبان و ختم جنگ، راه پیوستن به پروسه صلح باید باز گذاشته شود وکسانی که میخواهند ازخشونت و از ادامه جنگ دست بردارند، بار عایت قوانین کشور،

حق زیستن وحق برخواردای ازتمام مزایای حقوق شهروندی را دارد. اما گاهی شنیده میشود که ازملا عمر وازحکمتیار نیز برای پیوستن به پروسه صلح دعوت صورت میگیرد.  وهدف قراردادن مردم بیدفاع افغانستان بوده  است. من فکرمیکنم که دراین زمینه اتکاه به نیروی مردم واتکاه به میلیونها نفوس افغانستان که صلح، امنیت، قانون، عدالت اجتماعی، مساوات ونظام معتدل اسلامی میخواهند بهتر میتواند به تامین صلح وامنیت درافغانستان کمک نماید. اما وقتیکه دست دوستی به سوی کسانی دراز میگردد که قصد آنها کشاندن افغانستان به جنگ ومصیبت های بیشتر میباشد وبرای نابودی افغانستان ازهیچ تلاش دریغ نورزیده اند، این دوستی به معنی ضعف دولت تعبیر میگردد و آنها را درانجام اعمال ضدملی وضد مردمی شان مصمم تر می سازد. بنابراین درمورد مسئله مصالحه ومذاکره با طالبان ومخالفین مسلح دولت آنگونه که عنوان شده است، کار صورت نگرفته است ودرمورد اهداف این پروسه هم سوالات زیادی را مردم مطرح میکنند که اهداف این پروسه کاملا برای مردم مبهم میباشد. به همین دلیل این پروسه تا به حال دست آورد بخصوصی را برای افغانستان نداشته است.

 رادیوپیام زنان: همانگونه که خود میدانید، جریان مقاومت به رهبری شهید احمدشاه مسعود، به تنهایی درمقابل طالبان، القاعده وتروریزم بین المللی جنگیدند اما امروز باتوجه به این که دنیا درافغانستان حضور دارد، نتوانستند با تهدید روز افزون تروریزم و طالبان مقابله نمایند و درنتیجه طالبان به دروازه های کابل رسیده اند. شما چه فکرمیکنید؟ آیا ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی درافغانستان صادقانه عمل کرده اند؟

 داکترعبدالله: من فکرنمیکنم که جامعه بین المللی این وضعیت را بوجود آورده باشد که ازیک طرف  پول وسرمایه مصرف نمایند و تلفات نیروهای خود را قبول نماید وازطرف دیگر اعتبار خودرا به خطر مواجه بسازد وبرای انجام آنچه که وعده سپرده است صادقانه عمل ننمایند. البته من خوب آگاهی دارم از تئوری های توطئه که اینجا وآنجا درموردش بحث میشود. اما به نظرمن درست نیست که عدم موفقیت جامعه بین المللی را درافغانستان ناشی از توطئه بدانیم وتصورکنیم که جامعه بین المللی نمیخواهند ویا نخواستند که درافغانستان به موفقیت نایل آیند. البته اشتباهاتی درسطح بین المللی وافغانستان صورت گرفته است که نقش مخربی که پاکستان دراین زمینه داشته است تاثیر گذار بوده است که اوضاع فعلی تاجای متاثر ازهمین اشتباهات میباشد. اما گفته نمیتوانیم که وضع موجود ناشی از یک توطئه ازطرف جامعه بین المللی میباشد که ازیک طرف برای بهبود وضعیت افغانستان هزینه انسانی واقتصادی  مصرف مینمایند وازطرف دیگر کوشش نمایند که تلاشهای شان به نتیجه نرسد. چنین چیزی نبوده است وجامعه بین المللی برای بهبودی وضعیت افغانستان تلاش ورزیده است.

 رادیوپیام زنان: حکومت آقای اوباما چه تاثیر را میتواند براوضاع افغانستان داشته باشد که حکومت آقای بوش نتوانست بگذارد؟ یا به عبارت دیگر، آقای اومابا چه کارهای را باید انجام بدهد که آقای بوش نتوانست انجام بدهد؟

 داکترعبدالله: خوب درسهای دربرابر اداره جدید امریکا وجود دارد. من تاحدودی اشاره کردم به سیاست ها  واشتباهاتی که ازطرف جامعه بین المللی درمورد قضایای افغانستان صورت گرفته. این که آقای اوباما، گفته است که نسبت به حل معضل افغانستان توجه بیشتر می نماید یک خبر خوب ویک نوید خوب است. اما بهبود اوضاع درافغانستان تنها به اداره اوباما و جامعه بین المللی تعلق نمیگیرد، بلکه به رهبری آینده افغانستان نیز تعلق دارد که ازفرصت های موجود برای بهبود وضعیت افغانستان استفاده نماید. طرحی را عملی نماید که برمنبای آن مردم افغانستان درصلح و آرامش زندگی کنند.

 رادیوپیام زنان: همانگونه که درجریان هستید، نماینده آقای اوباما درافغانستان، از اداره آقای کرزی وتلاشهای که این اداره برای مقابله با تروریزم بین المللی انجام میدهد تقدیر وحمایت کرده است. علاوه براین قرار است که وزیر خارجه افغانستان نیز عازم امریکا شود. آیا شمافکر میکنید که غرب و بخصوص دولت امریکا از شخص آقای کرزی حمایت میکنند؟

 داکترعبدالله: دونکته را نباید مغالطه کنید. اول اینکه دولت افغانستان یک دولت منتخب است که درراس آن آقای کرزی قرار دارد وتازماینکه افغانستان از نظر قانونی این نظام ومشروعیت سیاسی را دارد، دنیا باید ازاین نظام حمایت کند وطرفش هم دولت افغانستان است.

البته باتوجه به وضعیت موجود تنها دولت یک طرف قضیه بوده نمیتواند که نهادهای مدنی نیز اثر گذار اند اما ممثل سیاست افغانستان دولت افغانستان میباشد واین دولت توسط مردم افغانستان انتخاب شده است. به این نکته نیز باید اشاره شود که یک مسئله تعامل با نظام افغانستان وباسیاست دولت افغانستان است ومسئله دیگر مسئله انتخابات است. چیزی که نماینده آقای اوباما درمذاکرات خود تاکید کرده این است که دولت امریکا ازیک کاندیداتور مشخص حمایت نمیکند که همین موضوع شامل حال آقای کرزی نیز میگردد. ایشان تاکید کرده است که دولت مطبوعش کوشش های را برای برگزاری انتخاب شفاف وعادلانه و دموکراتیک انجام خواهد داد وبرای تامین امنیت انتخابات کمک خواهدکرد. جامعه بین المللی نیز تلاش خواهدکردکه بر روند انتخابات نظارت نماید. فکرمیکنم که آقای اوباما به این وعده ها عمل خواهد کرد واظهارات نماینده ایشان به معنی حمایت ازیک فردخاص نیست. البته این مسئله بصورت واضح از صحبت های ایشان برداشت میشود.

 رادیوپیام زنان: همانگونه که درجریان هستید کمیسون انتخابات برگزاری انتخابات را به تقویق انداخته است. بعد ازختم دوره قانونی ریاست جمهوری آقای کرزی، افغانستان دچار خلاء قدرت نمیگردد؟

 داکترعبدالله: فکرمیکنم که قانون اساسی افغانستان درمورد کار ریس جمهور حکم صریح ومشخص دارد. ازطرف دیگر بنا برقانون اساسی، موعد انتخابات را باتوجه به دلایل منطقی و موجه کمیسون انتخابات تعیین می نماید. البته دلایلی را که کمیسون انتخابات تاهنوز مطرح کرده است زیاد هم قابل توجیه نیست. یعنی که کمیسیون چندین سال وقت کافی داشته است که کارهای لازم را انجام داده تا انتخابات دروقت و زمان پیش بینی شده برگزار میگردید. اما حالا که کمیسون انتخابات یک تاریخ دیگر رابرای برگزاری انتخابات تعیین کرده است و میگوید که تا قبل ازاین تاریخ برگزاری انتخابات ممکن نیست و جامعه بین المللی هم بااین موعود موافقت کرده است. اما در فاصله میان ختم دوره ریاست جمهور آقای کرزی و موعد برگزاری انتخابات، فکرمیکنم که قوه قضایه، پارلمان افغانستان و جامعه بین المللی به یک توافق برسند تاهم خلاء قدرت پر گردد وهم قانون اساسی زیر پا نشود.

 رادیوپیام زنان: به نظرشما جبهه ملی چه تاثیری را درفضای سیاسی افغانستان داشته است؟

 داکترعبدالله: همین قدر گفته می توانم که جبهه ملی ازبدو تشکیل به عنوان یک نیروی سیاسی مخالف که پایه های گسترده دربین مردم دارد و ازطیف های وسیع سیاسی نمایندگی مینماید به عنوان یک اپوزیسیون دربرابر دولت قرار داشته است ونسبت به منافع ملی وعلایق حیاتی افغانستان وفادار باقی مانده است اما درعین زمان دربرابر حکومت وفعالیت های حکومت درسطح سیاسی یک جبهه مخالف بوده است. فکرمیکنم که جبهه ملی درشکل دادن آینده سیاسی افغانستان هم تاثیراتی خودرا خواهد داشت.

 رادیو پیام زنان: با سپاس وتشکر ازشما جناب آقای داکتر عبدالله " عبدالله" که دراین مصاحبه شرکت نمودید. درپناه حق باشید.

 

 مصاحبه ی دیگری از آقای عبدالله با خبرگزاری افغانستان رو   را در ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت