موضوع این دسته از تصاویر: رهبران جهادی افغانستان

شهید احمد شاه مسعود " قهرمان ملی و وزیر دفاع سابق"

پروفیسور برهان الدین ربانی" ریس جمهور سابق"

داکتر عبد الله " وزیر خارجه سابق"

یونس قانونی " ریس پارلمان"

جنرال داوود "معین مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله"
برای دیدن عکسهای دیگری از افغانستان با موضوعات مختلف روی
ادامه مطلب در پایین کلیک کنید:
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 23 موضوع گالری عکس | لینک ثابت

دختران دانشجوی افغانستان در شرایط فعلی به این نتیجه رسیده اند که تغییر وضع موجود و پایان دادن به انچه آن را مدیریت نا کار آمد می خوانند، الزامی است. و یک وظیفه ی ملی بشمار می آید.
دختران دانشجو افغان در تحلیلی به این نتیجه رسیده اند که برای پیروزشدن در انتخابات باید کاندیدی را انتخاب کنند که دارای شرایط و ویژه ای باشد . این شراییط شامل داشتن محبوبیت اجتماعی و داشتن بیشترین ظرفیت برای کاهش بحران های کنونی است.
بر اساس چنین تحلیل ها به این نقطه رسیدیم که شایسته ترین فردی که امروز کشور به آن احتیاج دارد و حضورش کشور را از چنین وضعیتی نجات میدهد داکتر عبدالله"عبدالله" است.

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 22 موضوع پیام دختران دانشگاهی افغان در حمایت از "عبدالله" | لینک ثابت
نگاهي به نقد و نظر تهي از لطف خانم فرشته نظری
در باره
پروفیسور ربانی و داکتر عبدالله
بنده كاتب اين سطور تعجب مي كنم كه چرا خواهر ارجمند فرشته حضرتي پيوسته بر پروفيسور رباني خشم مي گيرند، نقيصه ها وكمبود ها را هميشه به اونسبت مي دهند ومسئوليت هر تحولي را در جبهه متحد كه از منظورشان داراي ابعاد منفي قابل تعريف باشد از او مي بينند. كناره گيري آقاي احمد ضيا از كانديداتوري براي پست رياست جمهوري كه در واقع گام بلند وحساب شده اي بود وحكايت از پختگي وعقلانيت ستودني داشت را يك افت دانسته و آنرا به پروفيسور رباني نسبت مي دهند ودر موارد تندي بيش از حد لازم در افرازات قلمي خويش عليه او روا مي دارند كه گويا "بيشتر از سايرين در آشفتگي هاي سياسي جبهه متحدملي سهيم است كه در واقع عدم صداقت سياسي وهمچنان عدم واقعيت نگري ايشان سرنوشت جبهه را با تشتت بيشتر مواجه كرده است " اگر موضوع ترشيح داكتر عبدالله مطرح مي شود نيز آنرا به پروفيسور رباني نسبت مي دهند وبا لاترازين، آندو را در اين خصوص به تبعيت از سياست هاي جمهوري اسلامي ايران متهم مي كنند.
اين قلم در صدد دفاع از پروفيسور رباني وتبرئه ساحت او از اشتباهات نيست ، بنده مي دانم كه هركه به ميدان عمل سياسي پا پيش كند لاجرم افت وخيزهاي خواهد داشت ،صعود هبوط هاي را تجربه خواهد كرد .. اين مسئله البته از بديهيات عمل سياسي است وصواب وخطا هم در اين عرصه راه يافتني، وارد و اجتناب ناپذيراند، خاصتا در كشور مثل افغانستان كه هر تر دستي در تعامل با اوضاع و مردم آن كلافه مي شود و تني صخره هاي سخت در برابر امواج توفنده چالشها ودشواري ها در اين سرزمين فرسوده مي گردد. اما فقط مي خواهم خواهر ارجمندم ملتفت باشندكه جناب پروفيسور ر باني اگر به انصراف آقاي احمد ضيا مسعود عنايت داشته وآنرا سبب باشند ناشي از فهم اوضاع سياسي افغانستان و درك بجايي از فرايند تحولات دراين كشور است . او به خوبي مي داند كه پيچيدگي ها و موانع فراوان فرا راه كانديداتوري احمدضياخان مطرح است ، اين مسئله تنها بسنده نيست كه او برادر احمد شاه مسعود شهيد و داماد پروفيسور رباني است، قابليت هاي ذاتي هم كار آمد اند.
دوران معاونيت رياست جمهوري در واقع يك فرصت بود كه بايستي احمد ضيا توانمندي وظرفيت خويش را تبارز مي داد و تنها به يك توظيف نمادين بسنده نمي كرد و به اين دل خوش نمي داشت كه مردم اورا معاون صاحب خطاب كنند. آري مردم انتظارات بجا و زيادي از او داشتند اما و هزار اما كه معاونيت او فاقد مصداق بود فاقد حقيقت بود او خود به اين دقيقه در پنچشير در مناسبت به بهانه خروج نيروهاي شوروي سابق اعتراف نمود كه از امتيازات اداري وصلاحيت كاري ميدان فعاليت هايش تهي بود. يكي از آقايان از شهراني كوچك نقل مي كرد كه با شماتت مي گفت، معاون صاحب به سادگي رئيس جمهور را ديده نمي تواند. بلي اين مسئله در واقع عمق فاجعه را بر آفتاب مي افگند و اينها نقاط ضعف آقاي احمد ضياخان اند وانتقاد از وي به هيچ وجه به معني فرافگني هاي عقده مندانه، افاده تنگ چشمي وبستن بار گناه نكرده به دوش او نيست. او هنوز جوان است مي تواند براي خدمت گذاري در آتيه كشورش از بايگاني اشتباهات و ناكامي هاي ديروز درس عبرت بگيرد وفرداي فعاليت هاي خويش را در روشني انباشت تجربه هاي پارينه با بصيرت وكفايت بيشترخط كشي كند. بناء نبايد اينهمه از انصراف او دلخور بودو آنرا دست مايه يي براي ضعف تراشي وناكارايي ديگران قلمداد كرد.
اما در ارتباط با داكتر عبدالله: نمي دانم چه بگويم، قدر مسلم آن است كه او در تناسب نه تنها با احمدضياخان كه با ساير شخصيت هاي مطرح در حوزه سياست افغانستان از وجوه زياد وابعاد مختلف از بهتري و برتري قابل ملاحظه اي برخور دار است. او را مردم افغانستان به خوبي مي شناسند، با طيف هاي مختلف جامعه در سطوح متفاوت تماس وارتباط ديرنه دارد. آنطور نيست كه شما مي فرماييد" آقاي عبدالله فاقد پايگاه وجايگاه مناسب مردمي بوده و مورد اعتماد واطمئنان مردم افغانستان نمي باشد" اين داوري را برچه ضابطه مي كنيد، از كجا به اين نتيجه ي قطعي وترديد ناپذير دست يافته ايد كه او مورد اعتماد واطمئنان نيست و باز مبتني برچه اصلي وبراساس چه شواهدي كانديداتوري او وحمايت پروفيسور رباني از وي را برامده وسركشيده از ظرف اراده و مصلحت ايراني تفسير مي كنيد؟!
خواهر ارجمندم آنهائيكه مقالات شما را مي خوانند ،مي دانند كه توان قلمي خوب و نيروي درخور تقدير در ميدان كتابت داريد، نبايد گوهرگرانسنگ دانش خويش را ارزان بفروشيد ويا آنرا در پاي تنگ چشمي ها، تفسير هاي فاقد مصداق ونقد و نظرهاي نه چندان منصفانه به استهلاك بكشيد . داكتر عبدالله اگر امروزه به خود حق مي دهد كه پا به منصه ي عمل سياسي بگذارد و هواي زعامت كشورش را در سر بپروراند از آن روست كه ديروز در كنار طبقات پاين جامعه در سنگر دفاع از اين كشور قرار داشت و دوشادوش آنها در برابر تجاوز بيگانه مي رزميد و در غم وشادي آنها شريك بود.. درست برنقش قدم هاي او در حراست از حريم آزادي وسر افرازي اين ملت، دركنار ساير جانبازان مجاهد، در پيچ وخم رشته كوه هاي پنجشير، فرخار ،بدخشان، ومرتفعات بغلان ،كندز، هنوز غبار ننشسته است. او سرداري وسروري را در كنار احمد شاه مسعود آموخته و از دل مدرسه جهاد ومقاومت قامت افراخته است. او داغ اين ننگ را به پيشاني ندارد كه در دوران رنج ومحنت مردمش در غرب متواري و يا در كوچه پس كوچه ي تن پروري و مسؤليت گريزي به بهانه ها وذرايع مختلف پرسه زده باشد. او دوران جواني خود را نه درپاريس، لندن، برلين ونيويارك كه بادود باروت وآتش تفنگ پشت سر گذاشت است. اين حقيقتي است كه همه آنرا مي دانند . مضاف برآن داكتر عبدالله شخصيت آگاه وداراي فراست سياسي است، مي تواند از عهده اي فهم وتحليل وضعيت كنوني افغانستان و دگرگوني هاي محيط برآن برايد، مصالح كشورش را مي داند وبه نقاط ضعف در ساختار و بنيان اداره افغانستان وچالشهاي امنيتي واقتصادي موجود به خوبي آگاه است، بيش از يك دهه درعرصه سياست خارجي افغانستان كار كرده است، باسياست هايي كلان بين المللي آشنايي دارد، نقش غيرقابل انكارودلسوزانه اي در معرفي چهره ي انساني سالارشهداي افغانستان در سطح جهاني داشته است وبه همين منظور امور خارجي جبهه را درسالهاي اخير دوران حيات آن فقيد اداره مي كرد علاوه بران هيچ كس نمي تواند انكار كند كه او رفيق درب مسعود ونزديكترين، آري نزديكترين فرد به او بود. بنا بران آيا عادلانه است كه بگوييم مردم اعتماد واطمئنان به داكتر عبدالله ندارند. ملاك اعتبار از ديد شما نزد مردم چيست؟ عمري را درغرب سپري كردن ويك شبه سرزدن وبال وپركشيدن ونوك در احشايي اين ملت فروكردن وخوابي رياست ديدن، اينهامگر ملاكها وصفات يك رهبر اند واين خصوصيات مگراعتماد زا واطمئنان آفرين اند. آنهائيكه امروز ستاره اي بختشان در افق روزگار من شما سرزده است كدام يك بهتر وجلوتر از داكتر عبدالله قرار دارند وبرچه اساس وكدامين معيارها ؟!
اما ارتباط او با ايران : داكتر عبدالله بدون ترديد به عنوان يك سياست مدار، اگراندیشه خدمت گذاري به مردمش را در سينه داشته باشد با همه ي اطراف وعناصر مؤثر وجهاتيكه در سطح منطقه وجهان، ساز حوادث افغانستان با زخمه آنها تب وتاب مي يابد وبه گونه اي مي توانند برفرايند تحولات در افغانستان اثر بگذارند، بايد در سطوح لازم در ارتباط باشد . اين مسئله نه قابل نكوهش كه عين بصيرت سياسي وكمال نضج يافتگي اوست. از اين رو منطقي نيست كه گفته شود او چرا با ايران و يا كشور ديگري در ارتباط است زيرا اولا او يك آدم گمنام نيست كه كسي وي را نشناسد، ثانياضرورت كار سياسي در ميدان هاي كلان مستلزم بستر سازي هاي داخلي، منطقه اي و بين المللي است كه بايد هر سياستمداري متوجه اين دقيقه باشد و آنرا از صلب كار خويش بداند .
واما اينكه پروفيسور رباني بنا به اشاره ايران از آقاي عبدالله حمايت كند، از سه زاويه جاي تامل دارد .
اولا: هيچ شواهدي در دست نيست كه داكتر عبدالله نقطه ارتكاز سياست هاي ايران در افغانستان باشد زيرا او در هيچ مقطع از تاريخ سياسي فعاليت هاي خويش نشان نداده كه با ايران سري وسرّي داشته است. او از منظور مخالفان ورقباي درون گروهيش متهم به اين است كه تمايل به غرب دارد وحتي در دوران حيات آمر اين موضوع گاه گاهي بر سر زبان ها وسبب وشايت و تجريح شخصيت او در نزد رفيق راهش بود. البته اين مسئله به اين معني نيست كه او در سنگر مخالفت با جمهوري اسلامي ايران قرار داشته باشد، خير داكتر عبدالله نياز كشور ومردم افغانستان را در طرح جامع و متكامل قضيه مي داند وتضييق آن در زواياي تنگ را كه به صورت نيمرخ، يكجانبه وتك بعدي به آن پرداخته شود با طبيعت دشواري هاي موجود، بحرانهاي فرسايشي وچالشهاي تو در تو كه از منابع مختلف منطقه اي وفرامنطقه اي تغذيه مي كند كار ساز نمي داند. ما به حكم تقدير با ايران وصل هستيم بيش از هشتصد كيلومتر با اين كشور سرحد داريم ،تقريبا دومليون افغاني در ايران زندگي مي كنند، فرهنگ، زبان وديانت ريشه تعلقات وروابط تاريخي دوكشور از گذشته هاي دور را آبياري مي كنند، بخشي از دموگرافي افغانستان را شيعيان تشكيل مي دهند، درست اينها وموارد بيش از اين عواملي اند كه هر ذي شعوري از تاثير آن در انكماش وانبساط تحولات افغانستان نمي تواند ديده فرو بندد ونقش ايران را ناديده بگرد.
ثانيا: هر صاحب بصيرتي مي داند كه رئيس جمهور كرزي به خوبي توانسته است نوعي توازن در روابط خويش باغرب از يكطرف وايران از جانب ديگر را حفظ كند .علي رغم اتهامات غربي وبالاخص امريكايي وابراز نظر مسؤلين امنيتي افغانستان در مواردي پيرامون مداخله ايران، شخص رئيس جمهور همواره ازنقش مثبت و ايجابي جمهوري اسلامي در ارتباط به مسايل افغانستان تقدير نموده وايراني ها از اين رهگذر وامدار جرأت وجسارت اويند و اگرقرار باشد از كسي حمايت كنند نبايد آزموده را با نيازموده تعويض نمايند. از جانب ديگر پيداست كه تمديد دوام كار رئيس جمهوركرزي توسط دادگاه عالي تا فرارسيدن زمان برگزاري انتخابات احتمال پيروزي او را رجحان مي دهد وايراني ها آنقدر فراست دارند كه در همچو شرايط حساسي اگرشخص ديگري راهم مورد نظر داشته باشند، ريسك نكنند. واما مهم تر از همه، نبايد غافل بود كه بگومگوهايي در خصوص روابط شخصي آقاي كرزي با كشور هاي غربي در چند ماه اخير به سطح مطبوعات رخنه كرد و در موارد زيادي از ناكار آمدي اداره تحت فرمان اودر رسانه هاي غربي، علت هرچه بود سخن رفت كه به تبع آن و در امتداد ارتعاشات موجود در روابط خويش با سياست هاي غربي، بار بار جناب رئيس جمهور حساسيت نشان داده اند و حتي در كانفراس خبري خويش با دبير كل ناتو در جواب سؤالي با تندي گفت كه افغانستان پوست خربوزه نيست كه هركس به هركناره او را بكشد او گفت كه افغانستان صاحب دارد. اين انفعال ناشي از سردي روابط او باغرب بود و راز درون خانه را بر آفتاب مي افگند واز شگاف موجود پرده بر مي داشت. اينها همه امتيازات رئيس جمهور كرزي از منظور ايراني است و ايراني ها از اين فراز ها اگر گذرا ومؤقتي هم باشند استقبال مي كنند و آنرا در خور تقدير وستودني مي دانند و با الهام از آن بجا ومنطقي آن است كه روابط خود با شخص رئيس جمهور كرزي را بيش از پيش بستر سازي كنند و از وي در انتخاباتي آتي ازطرق ممكن حمايت نمايند.
ثالثا: پروفيسور رباني تجربه طولانيي در عرصه كار سياسي دارد، نازكي هاي موجود در پيچ وتاب مسايل افغانستان را به خوبي مي داند، ازحجم نفوذ وتاثير غرب به ويژه ايالات متحده امريكا در سمت دهي واستقامت بخشي رخدادها دركشورش غافل نيست، ده ها هزار نيروي مسلح امريكاي در افغانستان مستقراند. او به درستي مي داند كه ايران يكي از اضلاع باقي مانده محور شرارت در كنار كورياي شمالي از ديد امريكاي است وسامانه دفاع موشكي پنتاگون ظاهرا به بهانه رفع تهديد هاي ايراني در اروپاي شرقي پهلو زده وغوغاي بين المللي خلق كرده است و تبليغات متقابل هرچند با سروصورت جديد و نوعي انعطاف اوبامايي هنوز با همان كيفيت پيشين ادامه دارد كه پايان روياروي دو اردوگاه را علي رغم همه حدس وگمانها در هاله ابهام مي نهد. بناء بسيار دشوار است كه بپذيريم، پروفيسور رباني كه نور افگن هاي قوي استخباراتي تحركات او را زير نظر داشته و تركيز در تجريد او پوشيده نمانده است، فرصت وزمينه آنرا پيدا كند كه به اين سادگي آنهم در ظل سياست ايراني، محور آفريني كند وبهانه يي به اين فربهي را به دست حكومت و نيروهاي امريكايي بدهد تا بيشتر از پيش چگالي اتهامات عليه خويش را سنگين تر كند، اين مسئله در هيچ قلب وقالبي نمي گنجد.
اما حمايت وي از داكترعبدالله در واقع بيانگر روح بلند او درتعامل با اوضاع افغانستان وناشي از درك اين حقيقت است كه جناب داكتر ظرفيت و قابليت هاي لازم براي كانديداتوري را دارد . او آنگونه كه شما اشاره نموده ايد در مواردي بي مهري ديده است اما راز بزرگي او در همين نقطه نهفته است كه مي تواند پاي مسايل شخصي خويش را اگر مصلحت جامعه ومردم افغانستان مطرح باشد به ميان نكشد، داستان انصراف احمد ضياخان هم اگر به اشاره او صورت گرفته باشد در همين سياق قابل تفسير است والا آقاي احمدضيا عضو خانواده اوست.
اما در ارتباط به پروفيسور رباني : هركه احوال او را منصفانه جستجوكند، در خواهد يافت كه در امتداد بيشتر از سي سال مبارزات سياسي در كنار ضعف ها و خبط ها قابليت ها وقاطعيت ها ي فراواني از خود تبارز داده وبا سختي ها و دشواري هاي جانسوز دست وپنجه نرم كرده و به عنوان تنها محور ثقل علي رغم همه بي عدالتي ها وفرافگني ها تا هنوز باقي مانده است. اين حقيقتي است كه توصيف آن نه برجسته سازي حجم، ظرفيت وتاثير او كه بيان يك وضع روشن است.
خواهر فرهيخته ام البته آگاه اند كه پروفيسور رباني در حساس ترين مراحل تاريخ افغانستان ،بزرگترين جريان سياسي نظامي در اين كشور را در بحبوحه فشار ها ي كمر شكن و توطئه هاي مرد افگن رهبري كرد وجايگاه وسيعي را براي خويش درميان جامعه ومردم افغانستان بازنمود.
نبايد فراموش نمود كه او در ميان رهبران مجاهدين درپشاور يك تاجيك ،از خانواده ي متواضع واز دور افتاده ترين مناطق افغانستان بود،اما باصبوري و آگاهي راه مبارزه را در پيش گرفت واز هلمند تابدخشان واز قندهار تا فارياب و مزار سنگر مقاومت وجهاد را گرم نگاه داشت و مسير صعود مردان بزرگي را در قلمرو نفوذ سياسي واجتماعي خويش ازتمامي الوان طيف جامعه افغانستان هموار نمود. سياست او در كل با انحصار واحتكارمثل ساير تنظيم هاي جهادي در نياميخت وفرصت ها وزمينه ها در گستره فعاليت ها وعرصه نفوذ او بر روي شگوفايي وبالندگي استعداد ها مسدود نماند.
چهره هاي ارجمند وتك سواران نستوهي چون مسعود، ذبيح الله، افضلی، طارق، داكتر محمد حسين،ارباب حفيظ، قاضي اسلام الدين، ملانقيب ، حقجو، واثق، داكتر فضل الله، اسماعيل خان ،استاد عطا محمد كه جمعي به حق رسيده و معدودي در قيد حيات اند، كساني بودندكه روز گاري در دل تاريخ اين سرزمين برق شمشيرهايشان برجاده مبارزات مسلحانه مردم افغانستان نور مي ريخت و از گل وجودشان بستان مقاومت عنبر مي گرفت وبه روح ايثار وتسليم ناپذيري در برابر بيگانه تاب مي داد وهمه سقف قيام ملت سلحشور افغانستان را ستون ها ي استواربودند كه اگر خود درون مايه وهنري داشته اند، پروفيسور رباني هم بر سر راه آنها خار نپاشيد و گذرگاه عبور آنان به سكو هاي شهرت و فراز هاي بلند را نه بست وبلكه همه فرصت ها و زمينه ها را غرض تسهيل صعود تك تك آن عزيزان درتناسب با ظرفيت ها و توانمندي هاي شان ميسر ساخت وباتمام وجود ازآنها حمايت كرد . آنهائيكه سرو كارشان با جبهات جهاد در محيط هجرت بود مي دانند كه پروفيسور رباني با چه خون دل خوردن ها وتحمل چه سختي ها جبهات زير فرمان مسعود را تسليح مي كرد . پاكستاني ها از يكطرف، انجنير گلبدين حكمتيار از جانب ديگر و حتي بعضا عوامل داخلي در سازمان جمعيت در تباني با آنها، با همه توان مي رفتند جلو هرگونه همكاري با آن شهيد عزيز را سد كنند و همه در ها بر روي جبهات آن بزرگوار را در سخت ترين شرايط وخونين ترين حالات ببندند، پروفيسور رباني ظالمانه ترين فشار هارا درهمچومراحلي متحمل مي شد، هر ملامت و خطري را به جان مي خريد واما از حمايت مالي و تسليحاتي آن سوخته جان سالك كه سلاح دفاع از آزادي وعزت كشورش را برشانه حمل مي كرد دست بر نمي داشت كه البته از اين موضوع پيش وبيش از همه آقاي احمد ضيا آگاه اند.
او هر چند ازبي عدالتي هاي ساختاري در افغانستان به درستي آگاه بود اما هيچ گاهي در سمت گرايش هاي ننگين قومي وتر جيح طيفي بر طيف هاي ديگر حركت نكرد و در لجن وباتلاق فزون خواهي نژادي فرو نشد و به هيچ كس هم در حوزه ي تاثير خويش اجازه نداد كه شعار مليت، سمت وگروه را با لا كند وبه اين بهانه در دل اين ملت مجروح دشنه فروبرد و او را از چكاد زعامت ملي و محوريت براي همه مردم افغانستان اعم از پشتون، تاجيك، ازبك، هزاره و ... به پايين بكشد. انعطاف پروفيسور رباني در برابر ساير مليت هاي افغانستان بويژه اقوام عزيزوسرافراز پشتون و در هم آميختگي او با آنها تا آنجا بود كه او را كساني در محيط هجرت از اين قوم يعني از ننگرهاروياهم لغمان مي دانسته اند.
اندرباب تماس او با حكومت نيز در مقال شما سخن رفته است وآنرا ناشي از وزش بادها درسمت مخالف توقعات او ديده ايد، بنده مي خواهم خدمت شما عرض كنم كه پروفيسور رباني در هيچ مرحله ي ازمراحل تحركات سياسي خويش در طي هفت سال در پي مكاسب شخصي نبوده وهيچ اقدامي را در امتداد احقاق حقي براي خويشتن انجام نداده است. اوفرزندان جوان وتحصيل يافته دارد، اگر در انديشه ي خود مي بود مي توانست طي هفت سال حكومت رئيس جمهور كرزي وزش بادها را دست كم درجهت مصالح خانوادگي توجيه كند و تفاهم بادولت را با انتساب وظايفي به آنها گره بزند و در كنج قناعت فارغ از دغدغه اي روزگارو رنجوري مردم، جامه خويش وصله زند وچارق خویش بدوزد كه چنين نكرد واگر رازي در اينجاهست، جز دور انديشي وپختگي سياسي او چه مي تواند باشد.
آري خواهر گرانقدر اين چهره ي حقيقي پروفيسور رباني است كه شما صداقت سياسي او را زير سؤال برده ايد. دريغ كه روزگار كار خودش را مي كند، منطق زندگي اين است و راد مردان، اي بساكه لذت ادامه ي راه باهمه سختي ها تنها پاداشي است كه از اين جهان با خود مي برند !
در فرجام قابل تذكر مي دانم كه اگر جایي برسبيل غفلت دندان قلم خاطر شمار را گزيده باشد- كه البته به جد كوشيده ام چنين چيزي در اين مقال راه نيابد- با تمام وجود معذرت مي خواهم كه سوء نيتي در كار نبوده است. باعرض حرمت .
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 21 موضوع نگاهی به نظر تهی از لطف خانم فرشته نظری درباره ی.. | لینک ثابت
داکتر عبدالله عبدالله سکرتر جنرال بنیاد مسعود شهید در حالی که
بزرگداشت از شهدا را یکی از مسؤولیت های بنیاد مسعود شهید خواند،
گفت: " یکی از دلایلی که بعضی از ملت ها به جایگاه رفیعی در جهان
رسیده اند این بوده که از بزرگان خود قدر دانی کرده اند." داکتر عبدالله
برعکس آن ملت هارا فقیر و عقب مانده خواند که پیوسته شخصیت کشی
کرده اند. داکتر عبدالله با تاکید به بررسی حادثه بغلان گفت: " مردم حق
دارند بدانند چی اتفاق افتاده و این مسؤولیت دولت است که عوامل این
حادثه را به گونه شفاف و با جزئیات در اختیار مردم بگذارد."
![]()
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 21 موضوع نظر آقای عبدالله در مورد فاجعه بغلان | لینک ثابت
داكتر عبدالله از نسل دوم رهبران جهاد و چهره نام آشناي مقاومت افغانستان و از معدود شخصيت هايي است كه به حيث سفير سيار مقاومت و زبان ديپلماسي آن عمل كرده و در يك مقطع در صحنه سياسي كشور نقش برجسته و بارزي ايفا كرده است.
وي به لحاظ درگيري با حوادث و تحولات سياسي سه دهه اخير كشور، هم با مشكلات و پيچيدگي هاي سياسي -اجتماعي آن آشناست وهم بافت منطقه اي و سياست ها و عملكردهاي كشورهاي منطقه در قبال افغانستان را به خوبي مي شناسد، به همين خاطر يگانه گزينه اي است كه مي تواند ميان سياست هاي نا متوازن منطقه اي و جهاني، توازن و حتي هم سويي در جهت ثبات منطقه و تأمين منافع ملي كشور ايجاد كند.
دوشنبه اين هفته اجتماع عظيمي به حمايت از داكتر عبدالله در كابل برگزار شد. در اين اجتماع، مشخصات جالبي به چشم مي خورد كه در كمتر اجتماع و محفلي قبلاً ديده شده بود.
اولين مشخصه، تركيب انساني اين اجتماع بود كه در آن از همه اقشار اجتماعي و گروه هاي قومي و زباني در كشور مشاهده مي شد. نمايندگان همه طيف هاي اجتماعي اعم از زنان، جونان، فرماندهان جهادي، علما متنفذين و اتحاديه هاي صنفي در اين همايش حضور يافته بودند و از لحاظ تركيب سمتي و زباني نيز همه گونه رنگ و چهره و زبان در آن به نظر مي خورد كه همگي حول محور يك هدف و به خاطر يك آرمان مشترك گرد آمده بودند.
بهانه اجتماع اگر چه پيوستن گروهي از اعضاي تيم كمپاين آقاي جلالي به كاروان انتخاباتي داكتر عبدالله بود؛ اما گستردگي حضور مردم در اين همايش، فراتر از اين مساله بود و از شوق عظيم آنان براي حمايت از كانديد مورد نظر خود و عقد پيمان همكاري با وي حكايت مي كرد.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 21 موضوع چرا از داکتر عبدالله حمایت میشود؟ | لینک ثابت
سایت جاودان دات کام این امکان را برای
طرفداران دو کاندید رقیب آقای کرزی و
آقای عبد الله فراهم کرده است.
به روی لینک زیر کلیک کنید و به کاندید
منتخب قشر اگاه افغانستان رای دهید

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 20 موضوع در این نظر سنجی به عبدالله رای دهید! | لینک ثابت
داکتر عبدالله "عبد الله" یکی از یاران نزدیک شهید احمدشاه مسعود و یکی ازشخصیت های مطرح در تعاملات سیاسی افغانستان میباشد درسالهای مقاومت و پس از آن بعنوان وزیر امورخارجه درحکومت موقت آقای کرزی، نقش مهم ورهبری کننده در سیاست خارجی افغانستان داشته است.
یکی ازخصوصیات و ممیزات برجسته ای که آقای عبدالله را از سایر بازیگران دست اول سیاسی افغانستان، متمایز ومتفاوت می سازد، عمل گراه بودن ورفتارعملی او با حوادث وپدیده های متغیر سیاسی میباشد که تعهد، توانمندی وصلاحیت فکری خود را بدور ازهرگونه شعار دررفتار عملی به نمایش میگذارد. ازآنجاییکه برخورد شعاری یکی ازخصوصیات بارز بسیاری ازبازیگران سیاسی افغانستان میباشد، عمل گرایی یا رفتارعملی با پدیده های متغیر سیاسی از ویژه گیهای برجسته ء یک رهبرسیاسی میباشد که متاسفانه دربازیهای سیاسی افغانستان کمتر با آن مواجه بوده ایم.
اما داکتر عبدالله از جمله شخصیت های معدودسیاسی میباشد که تجارب وآموخته های سیاسی او درمدیریت ورفتار عملی تبلور وتجلی می نماید. مهم تر ازهمه، آموخته ها واندوخته های فکری او میباشد که باتاثیر از اندیشه های مسعود شهید، واقعیت های سیاسی واجتماعی افغانستان را با کیفیت وکمیت طبیعی اش بازتاب میدهد. کارشناسان مسایل سیاسی معتقد اند که عدم واقعیت گرایی در رفتار وتفکر بسیاری ازرهبران سیاسی جامعه ما به عنوان یک معضل بحران آفرین، ریشه های بحران موجود را درخود پرورش داده است. رفتار شعاری وتخیلی دراخلاق سیاسی بسیاری ازرهبران وجریانهای سیاسی، چنان حضور پررنگ و برجسته دارد که خود به عنوان یک بحران، مانع جدی در برابر برقراری صلح و تامین امنیت قرار گرفته است. اما رفتار واخلاق سیاسی داکتر عبدالله برعلاوه عمل گرایی، باسازه ها وآمیزه هایی از واقعیت گرایی نیز آمیخته وپی ریخته میباشد که جایگاه وپایگاه او را در مدیریت ورهبری بحران افغانستان مهم تر واثر گذار تر از سایرین درمعرض نمایش قرار میدهد.
ازداده های سه دهه حوادث وتحولات سیاسی افغانستان چنان برمی آید که رفتار شعاری و برخورد بدون پشتوانهء فکری با پدیده های متغیر سیاسی به تولید وتکثیر بحران کمک کرده است. فقدان رهبر مجرب ومصمم سیاسی که هم باقواعد بازیهای سیاسی آشنایی داشته باشد وهم واقعیت گرایی وعمل گرایی ازمشخصات رفتارسیاسی اوباشد، سبب گردیده است که دامنه های بحران موجود عریضتر گردیده وبرعمق وپهنای ناهنجاریهای سیاسی افزوده گردد. اما بدون تردید، حضور آقای داکتر عبدالله درتعاملات سیاسی افغانستان ودرهدایت ومدیریت بحران موجود، ازنیازمندیهای مبرم جامعه آشفته وبحران زدهء افغانستان میباشد. آقای داکتر عبدالله می تواند باشناخت تیوریک ازقواعد رفتار سیاسی و باتجاربی که از رخدادها وتحولات سیاسی دارد، ازتولید وتکثیر بحران جلوگیری نموده وبرای ختم آن به راهکارهای عملی وموثر توسل جوید.
آقای داکتر عبدالله، چه درحیات شهید احمدشاه مسعود وچه بعد ازشهادت او درزمان تصدی وزارت امورخارجه در حکومت کرزی، ازجمله معدود شخصیت های تاثیر گذار سیاسی بوده است که برای تعریف وتدوین سیاست خارجی افغانستان باتعهد وصداقت عمل کرده است. او ازجمله صادق ترین یاران شهید احمدشاه مسعود میباشد که علی الرغم موقف و موقعیت برجسته درنظام سیاسی، به اندوختن ثروت وسرمایه نپرداخته است. البته تعدادی از یاران شهید مسعود با استفاده از نام وآدرس آن شهید، درآشفته بازارسیاسی افغانستان برای خود ثروت وقدرت فراهم کرده اند، اما داکتر عبدالله ازجمله معدود یاران شهید مسعود است که پاس محبت و اعتماد آن شهید را همچنان گرامی داشته وتن به هیچ ذلتی نسپرده است.
باگذشت هفت سال ازشهادت شهید مسعود، هنوز هم درکلام وگفتار داکتر عبدالله موجی از صداقت و دوستی نسبت به شهید احمدشاه مسعود شراره میکشد. تاهنوز هیچ زرق وبرق وتجمل وتخیل اراده او را برای خدمت به مردم و صداقت او را نسبت به آرمانهای شهید مسعود اغوا نکرده است و اوهمچنان به آرمانهای اسلامی وانسانی شهید احمدشاه مسعود وفادار مانده است.
تعهد وتقید داکتر عبدالله به ارزشهای انسانی و آرمانهای آزادیخواهانه شهید احمدشاه مسعود، جایگاه وپایگاه اورا درذهن وقضاوت مردم افغانستان ممتاز و آمیخته با تقدیر وتحسین به نمایش میگذارد. مجموع این خصوصیات و ویژگیهایی که درشخصیت ورفتار آقای داکتر عبدالله مشاهده میشود، اهمیت وتاثیر گذاری اورا درتعاملات ومعادلات سیاسی افغانستان چند برابر میسازد. لذا باتوجه به دانش، تجارب، وتعهدی که او به سرنوشت وسعادت مردم افغانستان دارد، امیدواریم که درآینده های نه چندان دور شاهد حضور عملی این شخصیت برجسته سیاسی درمعادلات سیاسی افغانستان باشیم.

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع داکتر عبدالله ادامه دهنده راه و آرمان مسعود شهید | لینک ثابت
به نام خدا

افغانستان ، انتخابات، ضرورت ها و راهکارها
سلطه و هژمونی گفتمان فاقد مدیریت نظام سیاسی افغانستان در فقدان و نبود نظام مردمی و دموکراتیک ، افغانستان را بر خلاف باور های مثبت مردم نسبت به تحول و دگرگونی رو به توسعه ، به سمت بحران مجدد ام امنیتی ، اقتصادی، اجتماعی به پیش راند. افغانستان پس از جنگ و بحران یس ساله نتنها شاهد پیشرفت و تداوم بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی نبود بلکه سپر عمومی و بستر های اجتماعی و فرهنگی آن نیز از میان رفت .
تجدد و جریان نو سازی تقدیر مشترک همه ی ملت ها و کشور ها ، در طول تاریخ بوده است. جریان نو سازی ، حکومت و ملت سازی در کشور ها و جوامع غیر انکشاف یافته از رهگذر دوفازه تکوین یافته است که منظر کلان و خورد تئوریک آن در ذیل مفاهیم آن چون به رشد تبقه متوسط شهری ، پیدایی فرهنگ بورژوازی ، استقلال نهاد ها و ساختار های سنتی از قدرت ، دولت و حاکمیت افزایش نرخ سواد در میا ن مردم و سر انجام تغیر فرهنگ سیاسی و... از شئونات و عناصر نظریه های کلان توسعه و نوسازی سیاسی اند. فاکتور های اساسی و بنیادی فوق در بستر های نظام سیاسی سیستم مهور ، مدیر ، برنامه های دقیق استراتژی و ضعیم آگاه و متعهد خواهند داشت.
اکنون عزم و اراده ملی بر آن قرار گرفته است که به همت و تلاش دولت مردان و تکیه بر آمادگی ذهنی و آگاهی مردم و روند جهانی فرآیند نوسازی را به تجربه بیاغازد، انتخابات بهترین مهک و معیار توفیق چنین وضعیتی است.
انتخابات یعنی حاکمیت عقل جمعی و هژمونی مدیریت جمعی و مدیریت نظام نا کار آمد و فاقد وجاهت ملی و بین المللی گذشته ی افغانستان در این دوره ی استراتژی و سیاست موفقی است که باز تاب علایم و خواسته های بر حق ملت افغانستان باشد به گونه ی که افکار عمومی جهانی استقبال مردم از کاندیدان را نشانه ی از حقانیت و اعتبار انتخابات میدانند.
در رقابت انتخاباتی افراد و سیاست مدارانی موفق اند که بیشترین تلاش را برای بسیج افکار عمومی به نفع سیاست های خود انجام دهند.
بنا بر این مردم و ملت افغانستان که از مدیریت نا کار امد ، وعده های غیر عملی ، بحران و کشتار مردم بی گناه خود به ستوه آمد] اند و جامعه جهانی نیز انتخابات را با همه چالش هایی که فرا روی افغانستان وجود دارد بهانه ای برای تعغیر رژیم و وضعیت میداند، ضرورت است تا مسئولین محترم کمپاین انتخاباتی داکتر صاحب عبدالله عبدالله با دقت تمام و در نظر گرفتن آراء و سلایق ملت افغانستان پلان های خود را طراحی و اجرا نمایند، زیرا در افغانستان امروز میتوان از نسلی یاد کرد که هر کدام ذهنیت خواص خود را دارد.
نسل جوان ،نسل درگیر در تحولات اخیر افغانستان و نسل سنتی افغانستان. در جریان انتخابات ما بر رای هر سه نسل نیاز مندیم، به نابراین گفتمان ستاد انتخاباتی باید پاسخ های اقناع کننده برای هر سه نسل را داشته باشد و استراتژی کمپاین انتخاباتی در افغانستان نیز بر پیش دو مکانیزم هم زمان استوار است:
1: ایجاد ساختار تشکیلاتی با دوسپلین و استفاده از بهترین ایده های کار شناسان مسلکی در بخش های مربوط
2: استفاده از شیوه های سنتی ، ارتباط و تعا مل ، آنچنان که همواره در جامعه افغانی و امور اجتماعی ،سیاسی مصئون بوده است تلاش شود.
ستاد های انتخاباتای همزمان با بهره از جدیدترین اصول مدرن، بشریت دیپلوماسی و مشورت را به بزرگان قومی ، مذهبی و محلی داشته باشند، جلسات و دیدرهای متعدد گرفته شود.
تلفیق الگوهای مدرن و سنتی در شرایط فعلی در افغانستان ، بیشترین بازدهی را خواهد داشت. ما باید بتوانیم به زبان های همه نسل های افغان سخن بگوییم.
نکته پایانی خوب است یاد آوری شود که تصور غالب مردم افغانستان از جناب داکتر عبدالله عبدالله که شایستگی زیادی در عرصه های جدید و نوین سیاسی، اقتصادی و امنیتی و بازسازی تبارز داده است و در عین حال کسی است که به ارزشهای اسلام و فرهنگ ملی تعهد دارد و ارز مدار است اگر در کمپاین انتخاباتی بر این دو جنبه تاکید بیشتر شود، تاثیر بسیار مثبتی خواهد داشت.
پلان ها وساختار که ارایه شده که درادامه خواهد آمد بر بنیاد چنان پیش فرضها ارایه گریده است.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع افغانستان، انتخابات،ضرورت ها و راهکارها | لینک ثابت
روز گذشته زمانی که نام های نامزدان انتخابات ریاست جمهوری را مرور می کردم، این سوال در ذهنم خلق شد که چه عواملی چهره های گمنام این سرزمین را برای ثبت نام در این برنامه ی مهم واداشته است. بدون تردید اگر کارنامه های بسیاری از نامزدان و معاونان آنان به بررسی گرفته شود، به خوبی می توان پی برد که میزان توانایی آنان در اداره ی کشور تا چه میزانی خواهد بود.
به نظر می رسد که از دید این تعداد از نامزدان قصه ی ریاست جمهوری، همانند قصه های دیگر مانند آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و ... مفت بوده و از همین منظر است که عده ای را شوق بر آن شده که برای دست یابی به این سمت وارد رقابت شوند. بدون تردید کارنامه ی چند ساله آقای کرزی و الگوی حکومت داری وی سبب شده تا نگاه به جایگاه ریاست جمهوری یک نگاه تحقیر آمیز باشد، به طوری که هر کوچه و بازاری خود را شایسته ی این مقام می پندارند. آقای کرزی با شیوه ی کاری خود الگو و میراثی از حکومتداری را به جا گذاشته است که اکنون برای بسیاری از شهروندان این جایگاه به عنوان یک جایگاه فاقد مسوولیت، اقتدار و اتوریته ی رهبری به شمار می رود. بیشتر نامزدان گمان می کنند که زعامت سیاسی در افغانستان یک کار ساده و بی مسوولیت خواهد بود. به باور این عده، آقای کرزی با پول کشورهای خارجی و در سایه ی امنیت نیروهای بین المللی، به جز ملاقات با مشران قوم و صرف چای و نهار کار دیگری در روزهای رسمی انجام نمی دهد و اگر مسوولیت ریاست جمهوری چنین باشد، بسیاری از اربابان سیاسی می توانند با همین شیوه بهتر از کرزی سیاست روزمره ای را به پیش برده و اجرا نمایند.
متاسفانه همین دید و روحیه سبب شده که برخی از نامزدان یک شبه تصمیم به نامزد شدن گرفته و به طور ناگهانی و بدون شناخت از معاونان خود به انتصاب آنان اقدام کرده اند. نبود یک طرح تدوین شده از سوی هیچ یک از نامزدان و راهکارهای کلی و بدون در نظر داشت دلایل منطقی و قابل قبول نشان از بی برنامگی نامزدان موجود می باشد. این نامزدان با الگوپذیری از شیوه ی آقای کرزی به این باور اند که رییس جمهور فقط با وعده های بدون عمل، معامله، احساسات، رشک، فرمان های بدون ضمانت اجرایی و تفرقه افگنی سیاسی، می تواند برای چندین سال به عمر سیاسی خود ادامه دهد.
اما این که آینده ی این سرزمین، مردم و کشور چه خواهد شد، به او هیچ ربطی ندارد. با این وصف می توان گفت که آقای کرزی هر چند خود یکی از نامزدان است، اما کارنامه ی او بدآموزی های زیادی را برای دیگر نامزدان به همراه داشته است و اکنون به آن تمسک می شود.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع میراث ماندگار یک ریس جمهور | لینک ثابت
رادیو پیام زن افتخار دارد که آخرین تحولات افغانستان ومنطقه را با جناب داکتر عبدالله به بحث گرفته است.
رادیو پیام زنان: جناب آقای داکتر عبدا لله باتوجه به اینکه شما یکی ازشخصیت های مطرح درمعادلات سیاسی افغانستان هستید، ممکن است لطف بفرمایید که بعداز هفت سال سقوط طالبان وحضور نیروهای نظامی ناتو وامریکا درافغانستان، افغانستان به کدام سو حرکت می کند و آیا چشم انداز روشنی از آینده افغانستان وجود دارد؟
داکترعبدالله: درشرایط فعلی اگر اوضاع افغانستان را بر رسی نماییم، از نطقه نظرات متفاوت و به دلیل فقدان سیاست روشن درمسایل داخلی ومنطقه، وضعیت موجود افغانستان کاملا پیچیده است و امیدواریهایی که مردم به تامین صلح وامنیت داشتند، روز به روز به یاس تبدیل میشود. اما باتوجه به این واقعیت، هنوز هم مردم امیدوارهستند که تغیراتی درشرایط بوجود بیاید و افغانستان رو به بهبود برود. خوشبختانه هنوز جامعه بین المللی درکنار مردم افغانستان است و به ادامه کمک هایش متعهد است. به دلیل همین دو فکتور، یکی امیدواریهای مردم ویکی هم ادامه کمک های جامعه بین المللی هنوز هم امکان بهبود اوضاع وجود دارد. اما با آن هم وضع موجود برای مردم افغانستان پریشان کننده است و سوالات زیادی درذهن مردم افغانستان است که حکومت موجود جواب گوی آن نیست.
رادیوپیام زنان: به نظرشما این هفت سال برای افغانستان چقدر مهم بوده است؟
داکترعبدالله: هفت سال قبل نود درصد، خاک افغانستان تحت اداره وکنترول طالبان والقاعده قرار داشت و آینده تاریکی را برای مردم افغانستان ترسیم کرده بودند وهمچنان از افغانستان به عنوان یک منطقه امن برای سایر فعالیت های تروریستی درسطح منطقه وجهان استفاده میکردند. بادرنظرداشت این وضعیت، بعد ازحادثه نهم ویازدهم سپتامبر، توجه دنیا به افغانستان معطوف گردید که حمایت ازافغانستان و حوادثی مانند توافق نامه بن، تدوین قانون اساسی، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی گامهای مهم و نقطه عطف درتاریخ افغانستان تلقی میگردد که درجریان همین هفت سال اتفاق افتاده اند. باتوجه به شرایط ناهنجار افغانستان در 25 سال گذشته، بعد از سقوط طالبان روزنه های امید برای اقشار مختلف مردم افغانستان گشوده شدند ومردم باامیدواری به آینده بهتر درسایه قانون وارزشهای دموکراسی برای بازسازی افغانستان دست به کارشدند، مهاجرین افغانستا ن شروع به برگشت کردند که این تحول درواقع یک تحول مهم وتاریخی محسوب میگردد. اما متاسفانه به دلیل یک سلسله تحولات ناخوشایند هم درسطح افغانستان وهم درسطح منطقه، ازاین تحول تاریخی وفرصت استثنایی استفاده خوب صورت نگرفت. به دلیل همین غفلت، طالبانی که درآنسوی مرزها قرار داشتند کم کم ازطرفیت بالاتر برخوردار گردید درحدی که امروز صلح وامنیت را درافغانستان وپاکستان تهدید مینماید وبخشی از جنوب هم درکنترول آنها قرار دارد که این انکشافات پدیده ای تاسف برانگیز است. بنابراین اگر به این پدیده چه درسطح ملی وچه درسطح بین المللی توجه جدی صورت نگیرد صلح و امینت درافغانستان و منطقه با تهدید جدی مواجه میباشد.
رادیو پیام زنان: آقای کرزی اول براساس توافقنامه بن وبعدا به اساس آراء مردم به ریاست جمهوری برگزیده شد، اما آنچه را که آقای کرزی به انجام آن تعهد سپرده بود هرگز عملی نشد. به نظرشما چه عواملی سبب گردید که حکومت آقای کرزی به عنوان یک نظام ناکارآمد وناموفق شناخته شود؟
داکترعبدالله: به نظرمن زمانی که آقای کرزی ریاست حکومت را برعهده داشت، ازحمایت وپشتیبانی نود درصد مردم افغانستان برخورداربود و درعین زمان درسطح بین المللی یک اجماع برای حمایت ازافغانستان وجود داشت که این موقعیت را هیچ رهبری درطول تاریخ افغانستان نداشته است. این واقعیتی بود که همه شاهدش بودیم. متاسفانه بعد ازسال 2002 وضعیتی شکل گرفت یک تعداد اشخاص درداخل افغانستان وهمچنان پاکستان به عنوان یک نیروی موثر درمنطقه قضایا را چنین توجیه کردند که گویا تهدیدی از جانب طالبان والقاعده وجود ندارد وبلکه تهدید ازمنابع داخلی میباشد. جبهه متحد که به نام اتحادشمال یاد میشد، درحالیکه این جبهه هیچ گاهی محدود به شمال نبوده است، مورد سوء ظن قرار گرفت وانگیزه ای درداخل افغانستان درسطح رهبری و افراد پیداشد که باید معادلات داخل افغانستان هم تغیرکند و متحول شود. درراستای این تغیرات تلاش گردید که یک نیروی سیاسی که همزمان درحفظ امنیت افغانستان هم تاثیر داشت و یگانه نیروی منظم ومسلح درخدمت دولت به شمار میرفت، تضعیف گردد. متاسفانه جامعه بین المللی را نیز باخود کشانیدند واین پروسه دوام پیدا کرد. و پاکستان هم باتمام تلاش به این مسئله دامن زد. طالبان که به عنوان تهدید دربیرون ازمرزهای افغانستان قرار داشتند، ازمرکزتوجه بیرون گردید ویک تهدید ساختگی که اصلا وجود نداشت موردتوجه قرار گرفت. پاکستان با طالبان بازی دوگانه داشت که ازیک طرف با سیاست های جامعه بین المللی حرکت میکرد وازایالت متحده امریکا کمک های مالی دریافت میکرد وازطرف دیگر به تقویت طالبان پرداختند و رهبران فراری و نیروهای شکست خورده طالبان را که جایی درمیان مردم نداشتند درتبانی با القاعده تقویت کردند. البته درآن زمان نیروهای ائتلاف هم درافغانستان حضور چشمگیر نداشتند ونهاد های دولتی هم درحال شکل گرفتن بود که درچنین وضعیت، جبهه متحد تنها نیروی بود که می توانست دربرابر تهدیدات طالبان والقاعده ازمردم افغانستان دفاع نماید. اما به جای توجه به منابع اصلی تهدید، نیروهای جبهه متحد شامل پروسه دی دی آر، گردیده وخلع سلاح شدندکه درنتیجه خلاء جدی درتامین امنیت ایجاد گردید.
اما دربعد سیاسی آقای کرزی خودرا بی نیاز ازاجماع سیاسی که دراطرافش صورت گرفته بود احساس میکرد. چون فکرمیکردکه جامعه بین المللی بدون قید وشرط ازاو حمایت میکند ونیازی به پشتیبانی گروه های سیاسی داخلی ندارد. همین مسئله و
خلاء امنیتی که ازناحیه تضعیف نیروهای جبهه متحد بوجود آمده بود، سبب گردید که مخالفین دولت ازاین فرصت بهره برداری کرده ودولت افغانستان تضعیف گردد. بالاخره بعد ازانتخابات وضعیتی پیش آمد که اجماع سیاسی درداخل افغانستان کاملا برهم خورده ونیروهای سیاسی که حامی دولت بود پراگنده شوند. انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت وبه دنبال آن انتخابات پارلمانی صورت گرفت و میلیونها مردم دراین انتخابات شرکت کردند، اما وقتیکه پارلمان ایجاد شد قوه اجراییه درصدد تضعیف وبی اعتبارساختن پارلمان برآمد درحالیکه پارلمان افغانستان یک دست آورد برای تمام مردم افغانستان بود و برخورد خصمانه باپارلمان درزمانی صورت میگرفت که آقای کرزی ریاست جمهوری افغانستان را به عهده داشت. همه اینها عواملی بودند که در بحرانی کردن وناامن کردن وضعیت افغانستان نقش داشته اند. اما به این نکته هم باید تاکید کنم که نقش پاکستان وبازیهای دوگانه ای را که پاکستان انجام میداد درتضعیف دولت افغانستان وناامن کردن اوضاع افغانستان فوق العاده اثر گذار بود.
درسطح بین المللی ایالات متحده امریکا درعراق درگیر شد و ازتحولاتی که درداخل پاکستان صورت میگرفت غافل ماند. به این معنی که طالبان روز به روز درپاکستان تقویت میگردیدند تا امنیت افغانستان را برهم بزنند. ازطرف دیگر روابط امریکا درسطح منطقه هم شکل پیچیده تر میگرفت جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وسایر تحولات بین المللی دست دردست هم داده وسبب گردیدکه اوضاع روز به روز متشنج گردد.
رادیو پیام زنان: در رسانه ها وهمچنان درمحافل سیاسی ازشما به عنوان چهره کلیدی درحکومت بعدی نام برده میشود. شما چقدر با این تبصره موافق هستید؟ حتی چندی قبل شایع شده بود که شما به امریکا دعوت شده اید. اما این خبر ازطرف شما تکذیب گردید. ممکن است دراین زمینه روشنی اندازید؟
داکترعبدالله: دراین خصوص باید عرض کنم می پرسند وفکرمیکنند که سفری بوده ویا دعوتی صورت گرفته است اما چنین سفری نبوده وچنین دعوتی هم صورت نگرفته است. اگر چنین سفری صورت میگرفت، تاجاییکه ممکن بود هموطنان عزیز را درجریان نتایج آن قرار میدادم.
البته اینکه درمورد ایفای نقش من درآینده سیاسی افغانستان تبصره صورت گرفته است، درحالیکه من خدمت به مردم افغانستان را ازهرطریق ممکن وظیفه وآرمان خود میدانم اما یک مسئله را واضح بسازم که برای کاندید ریاست جمهوری درانتخاباتی که درپیش رو است تاهنوز تصمیم نگرفته ام. البته تبصره های که دراین زمینه صورت گرفته یک بخشی ازآن ناشی از انتظارات مردم افغانستان میباشد اما تاآنجاکه به من تعلق میگیرد، تاهنوز به این تصمیم نرسیده ام.
رادیو پیام زنان: برخی از آگاهان سیاسی میگویند که شما و یا آقای احمد ضیاء مسعود کاندید جبهه ملی میباشید. باتوجه به اینکه شما عضو جبهه متحد ملی هم نیستید، چقدر این گفته درست است؟
داکترعبدالله: البته بحث ها ومشوره های دراین زمین وجود داشته است اما تا آنجاکه به من تعلق میگیرد، همانگونه که قبلا عرض کردم، تا به حال به این نتیجه وتصمیم گیری نرسیده ام.
رادیوپیام زنان: اگرشمادرحکومت بعدی درمرجع تصمیم گیری قدرت قرار داشته باشید، با پاکستان چگونه برخوردمی نمایید؟ معضل خط دیورند را چگونه حل می کنید؟
داکترعبدالله: بدون اینکه من خودم را درچنین موقعیتی قرار بدهم، هرکسی که درچنین موقعتی قرار داشته باشد، باید منافع ملی افغانستان را معیار رفتار خود با پاکستان وتمام همسایگان افغانستان قرار بدهد. ازاین رهگذر آنچه که منافع ملی افغانستان را ایجاب می نماید همان ازاولویت برخوردار است. اما شما اشاره بخصوص درموردکشور پاکستان داشتید، که دراین زمینه باید در روشنایی منافع ملی افغانستان باید قدم برداشته شود. مسئله خط دیورند هم یک مسئله تاریخی است و ازنظر زمانی به دوره ی تعلق میگیرد که جغرافیای سیاسی منطقه به شکل دیگر بوده است. اما اگر بصورت آینده نگری به قضایا برخورد شود، منافع ملی افغانستان ایجاب مینماید که باتمام همسایگان افغانستان روابط حسنه ودوستی متقابل و عدم مداخله به امور یگدیگر ایجاد شود. اما وقتیکه دشمنان افغانستان درداخل پاکستان تربیت میگردد، باید ازتمام امکانات دیپلوماتیک استفاده گردد تاجلو این حرکت گرفته شود. متاسفانه درگذشته، جامعه بین المللی ادعای افغانستان را مبنی بر آموزش دشمنان افغانستان درپاکستان، قبول نمیکردند وازاین واقعیت چشم پوشی میکردند. اما با توجه به رشد فزاینده طالبان درمنطقه، پاکستان مجبور میشود که به این واقعیت اعتراف نماید. همین اظهارات اخیر آقای زردادی ریس جمهور پاکستان اگر درنظر گرفته شود، ایشان اعتراف میکند که پاکستان باخطر جدی طالبان وافراط گرایی مواجه است وطالبان وافراط گرایان سلامت وامنیت پاکستان را به شدت تهدید می نمایند.
این واقعیت را ریس جمهور پاکستان درحالی اعتراف میکند که دولت مردان پاکستان قبل ازاین، این واقعیت را انکار میکردند وهمین چشم پوشی آنها ازهمین واقعیت سبب گردید طالبان با قدرت بیشتر درداخل پاکستان عرض وجود نمایند و سلامت وامنیت پاکستان را تهدید نمایند. هرچند که ریس جمهور پاکستان امروز ازنظر سیاسیی به این نتیجه میرسد، اما مطمئین نیستم که دستگاه استخبارات پاکستان به این نتیجه رسیده باشد که استفاده ازتروریزم وافراط گرایی به عنوان یک وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی، برای سلامتی پاکستان نیز مشکل ایجاد میکند. قطع نظر ازمسایل تاریخی، به نظرمن مسایل عمده واقعیت های امروز است که اگر پاکستان وافغانستان نتوانند به این تفاهم برسند که تروریزم و طالبان دشمن مشترک هردوکشور میباشند وسلامت وامنیت هردو کشور را تهدید می نماید، واگر هنوز پاکستان به این امیدواری باشد که می تواند یک نظام وابسته را درافغانستان حاکم نماید واگر چنین چیزی مقدورنباشد افغانستان باید یک حکومت ضعیف داشته باشد، من آینده روابط دوکشور را خوب ارزیابی نمیکنم. البته یک سلسله اقداماتی هست که باید افغانستان انجام بدهد اما تغیر این وضعیت بیشتر به پاکستان تعلق میگیرد. درحالیکه فرصت های زیادی وجود دارد که هردوکشور میتوانند بااستفاده از آن به نتیجه مطلوب برسند اما با دوام این وضعیت این فرصت ها ضایع میشود. البته وضعیت داخل افغانستان نیز خیلی مهم است. تفاهم سیاسی اشخاص وجریانات سیاسی، اشخاص وجریاناتی که درداخل وخارج کشور قراردارند وبرای آبادی افغانستان فکر میکنند ازاهمیت استراتیژیک برخوردار است که می توانند با طرح یک سیاست منطقی به تامین امنیت وبرقراری ثبات درافغانستان کمک نمایند. هرچند که تحرکات طالبان نیز تشویشهای را برای مردم ایجاد کرده است که مردم آینده افغانستان را مبهم می بینند که پاسخ طالبان به صدای صلح این ابهامات را بیشتر میکند.همان اجماع اولی که درموردافغانستان وجود داشت، تحت تاثیر این تحولات تضعیف گردیده و منجر به وضعیت فعلی گردیده و اسباب تشویش همه را فراهم کرده است.
رادیوپیام زنان: شما تاکید کردید که سیاست دوگانه پاکستان درقبال افغانستان ومداخله پاکستان درامور افغانستان وهمچنان اشاره کردید که مسله خط دیورند یک مسئله تاریخی است. درحالیکه بسیاری ازتحلیلگران سیاسی معتقدند که مشکل اصلی پاکستان وافغانستان درهمین معضل خط دیورند نهفته است. دولت افغانستان همیشه ادعای اراضی داشته است به گونه که ایالت بلوچستان و ایالت صوبه سرحد، جز خاک افغانستان میباشد. شما این ادعا را چگونه ارزیابی میکنید؟
داکترعبدالله: البته یک نکته را باید درنظر بگیریم که اهداف پاکستان درسطح منطقه وچیزی را که پاکستان توقع دارد که درآن نقش داشته باشد، به مراتب بالاتر از این مسئله بین دوکشور میباشد. با فروپاشی شوروی سابق، پاکستان تلاش ورزیده است که با تقویت افراط گرایی وتروریزم درسطح منطقه، به عنوان یک قدرت منطقه ی تبارزنماید. البته دراین شکی نیست که از مسئله خط دیورند پاکستان استفاده سیاسی کرده است. اما پاکستان میداند که افغانستان درصدد تغیرات درجغرافیای فعلی منطقه نیست ونخواهد بود. اما راه های حلی وجود دارد که اگر دوکشور به آن عمل نمایند، همین مسئله خط دیورند میتواند به یک مسئله جانبی تبدیل شود. اما متاسفانه پاکستان بااستفاده از همین مسئله سیاست توسعه طلبانه خود را درافغانستان عملی کرده است. لذا به نظرمن معضل خط دیورند، یک بحث جدا گانه میخواهد که این مسئله نباید با اهداف آزمندانه پاکستان درمنطقه خلط شود. همانگونه که اشاره شد، بعد ازفروپاشی شوروی سابق، پاکستان تلاش ورزیده است که به عنوان یک قدرت درسطح منطقه تبارزنماید وبه خاطر اعمال فشار بالای هندوستان و برای رسیدن به آسیای میانه، به تربیت نیروهای افراطی پرداختند. همین امروز درپاکستان هزاران نفر از کشورهای مانند چین، قفقاز، آسیای میانه، شرق دور و شرق نزدیک و خیلی ممالک دیگر عربی مصروف آموزش وتعلیمات هستند که ازافغانستان به عنوان میدان تمرین استفاده می نمایند. این حرکات اهداف پاکستان را به مراتب گسترده تر از سطح افغانستان نشان میدهد ودر راستای این اهداف افغانستان به عنوان یک تخته ی خیز، مورد نظر قرار گرفته است. بانظرداشت سهمی که پاکستان درجنگ سرد داشته است، حق خود میدانست که افغانستان را دراختیار داشته وبااستفاده از افغانستان بتواند نفوذ خود را درسطح منطقه گسترش ببخشد. اما به نظرمن این نوع سیاست، یعنی استفاده سیاسی از یک قضیه که تنها بین افغانستان و پاکستان ازگذشته باقی مانده است فکرنمیکنم که راه صواب باشد.
رادیوپیام زنان: شما به سیاست دوگانه پاکستان درمورد افغانستان اشاره کردید، به نظر شما چرا دولت پاکستان متمایل به برقراری ثبات درافغانستان نیست واگر شما بالفرض خود به جای آقای کرزی می بودید، چه کاری را انجام میدادید که آقای کرزی انجام نداده است؟
داکترعبدالله :درمورد پاکستان باید بگویم که ازپاکستان توقع میرفت وامیدواری نسبی وجود داشت که با درنظرداشت خطراتی که ازناحیه طالبان وتروریزم بین المللی متوجه پاکستان بود، متوجه این خطرگردیده وازیک فرصتی که درسطح منطقه بوجود آمده بود، به صورت درست استفاده میکردند و تهدید امنیتی درپاکستان هم انکشاف نمیکرد. اما پاکستان وضعیت بوجود آمده درافغانستان را وبخصوص توسعه سیاسی را دراین کشور، مطلوب نمیدانست وحتی سیاست استفاده از تروریزم وافراط گرایی را به عنوان یک استراتیژی برای دست یابی به اهداف سیاسی به کار گرفت به گونه ی که این سیاست هیچ گاهی از گزینه های سیاسی پاکستان خارج نگردید. البته هنوز هم سیاست استفاده از افراط گرایی برای دست یابی به اهداف سیاسی، در سرخط سیاست های پاکستان قرار دارد ودرهمین مسیر است که طالبان تقویت یافت تا اینکه به تهدیدجدی برای صلح وامنیت درافغانستان تبدیل گردید.
سوالی را که شما مطرح کردید، همانگونه که اشاره کردم یک فرصت استثنایی وبسیار مهم دراختیارمردم افغانستان قرار گرفته بود. درگذشته اگر رهبری که محبوبیت داخلی داشت، شرایط منطقه خوب نبوده ویا شرایط بین المللی به نفع افغانستان نبوده اما بالاخره بعد ازسالهای جنگ وسالهای ناآرامی درافغانستان، مردم افغانستان جمع میشوند ازپروسه سیاسی وازرهبری واحد پشتیبانی میکنند که خود یک فرصت استثنایی محسوب میگردید. بناء هرکسی که دراین موقعیت قرار میداشت ازاین وضعیت استفاده بهتر میکرد وبرا ی تحکیم وحدت ملی، ایجاد نهادهای ملی و تامین صلح وامنیت درافغانستان توجه صورت میگرفت. باتوجه به حمایت بین المللی از مردم افغانستان که یک حمایت موقت وچند روزه نبود باید ازتمام این گزینه ها وامکانات استفاده بهتر صورت میگرفت و مهم ترازهمه حفظ اجماع سیاسی ضرورت اصلی افغانستان بود. نهادهای ملی مانند پولیس ملی وارتش ملی باید درمرکز توجه دولت قرار میداشت تا از قدرت وصلاحیت دفاع ازافغانستان و تامین صلح وامنیت درافغانستان برخوردار میگردید. باید تلاش صورت میگرفت که مردم افغانستان درسایه نظام فراگیر معتدل اسلامی ارزشهای دموکراسی وهمدیگر پذیری را تجربه کرده و درحیات سیاسی جامعه مشارکت میکردند.
اینها پدیده های مهمی اند که رهبری سیاسی با دورنگری سیاسی به آنها باید توجه جدی مبذول میداشت تا از بوجود آمدن وضعیت فعلی جلوگیری میگردید وقدم های اساسی برای ایجاد افغانستان آرام و با ثبات برداشته میشد وهم مردم افغانستان درسایه قانون احساس آرامش میکردند.
رادیوپیام زنان: درمورد شخص شما انتقاداتی وجود دارد که بعد از برکناری از وزارت خارجه، نسبت به قضایا و تحولات سیاسی افغانستان موضع صریح و روشن نداشته اید. باتوجه به اینکه سیاست و رفتار حکومت آقای کرزی قومی بوده است وشما به عنوان یک شخصیت سیاسی که فرا قومی می اندیشید، هیچ عکس العمل جدی دربرابر این سیاست نداشته اید. ممکن است دراین مورد روشنی اندازید؟
داکترعبدالله: البته هرکس رویه متفاوت دارد وبصورت متفاوت وبا روش متفاوت میتواند در اوضاع نقش داشته باشد. همانگونه که اشاره کردید، شاید انتقاداتی دراین زمینه وجود داشته باشد ومن هم می پذیرم که درمورد من انتقاداتی وجودداشته است. اما من دراین مدت ،به نحوی ازآنجا که درقضایای سیاسی افغانستان دخیل بوده ام، زمانی در درون دولت بوده ام وحتی زمانی که بیرون ازدولت بوده ام کوشش کرده ام که ازطروق مختلف درحد ممکن تاثیراتی را براوضاع سیاسی افغانستان داشته باشم. درحالیکه دوستان دیگر به محض اینکه از دایره حکومت بیرون شدند، شروع کردند به انتقادات ازحکومت، اما من این روش را روش مناسب ندانستم. البته زمانی هم که درحکومت بودم، بحث های زیادی درحکومت وجود داشت که این مباحث به منظور تقویت نظام و توحید کردن اهداف وسیاست های دولت درراستای تامین صلح وامنیت بود واین روشی بود که من درداخل نظام تازمانی که درحکومت بودم ازآن استفاده میکردم. اما زمانی که بیرون ازنظام بوده ام اگر به انتقاد صریح ازحکومت می پرداختم شاید نتیجه ناراضی بودن از عدم حضور درحکومت تعبیر میگردید. باید علاوه کنم که بودن درحکومت برای من هدف نبود و هدف از بودن درحکومت خدمت به مردم افغانستان بود. همانگونه که اشاره کردم هرکس با روش متفاوت سیاسی به مسایل سیاسی می پردازد. ازاین رهگذر تاجایی که درقضایای افغانستان تاثیر داشته ، درسینمارها، کنفرانسها، وصحبت های که بامحترم حامد کرزی داشته ام وهمچنان صحبت های که باسایر اشخاص و جریانات سیاسی واعضای دولت داشته ام، نظرات وانتقادات خودرا مطرح کرده ام. اما این نظرات وانتقادات درسطح مطبوعات مطرح نگردیده است و شخصا هم نخواسته ام از این انتقادات تعبیر نادرست شود.
رادیوپیام زنان: افغانستان که برای پاکستان وهندوستان از اهمیت استراتیژیک برخوردار است، به نظرشما چه راهکارهای عملی وجود دارد که توازن منافع این دوکشور درافغانستان حفظ شود و تصادم صورت نگیرد؟
داکترعبدالله: درقدم اول نباید برای هیچ کشوری حق ویتور در روابط خارجی افغانستان داده شود. یعنی اگرپاکستان توقع داشته باشد که ما رابطه خود را باهندوستان براساس خواست پاکستان عیار نماییم، این خواست مورد قبول افغانستان نخواهد بود. ازاین رهگذر باید باهوشیاری به این مسئله پرداخته شود ودرعین زمان باید تاکید شود روی نقاطی که منافع مشترک وجود دارد. البته تاکید من این است که درمورد پاکستان باید یک تصمیم اساسی وعقلانی گرفته شود. تروریزم وافراط گرایی که تهدید جدی برای سلامتی هردو کشور میباشد، پاکستان نباید از آن به عنوان یک وسیله استفاده کند. پاکستان نیز باید دراین زمینه تصمیم جدی بگیرد. پاکستان باید مطمئن باشد که افغانستان هیچ گاهی درصدد تهدید سیاسی پاکستان نبوده است ونخواهد بود. البته زمانی که افغانستان تحت اشغال شوروی قرار داشت، وضعیت به گونه دیگر بود و قضایا خیلی فراتر ازخود افغانستان بود که مردم افغانستان با آن وضعیت مبارزه کرد. وضعیتی هم که قبل ازآن وجود داشت مربوط به گذشته بوده است. اما افغانستان دروضعیت جدید سیاسی یعنی بعد از 2001 تلاشها وکوششهای زیادی را انجام داد مبنی براینکه نیت نیک خود را به عنوان یک همسایه بامشترکات تاریخی وفرهنگی برای پاکستان هویدا بسازد. اما اوضاع داخلی و اوضاع بین المللی میتواند دراین زمینه اثر بگذارد.
رادیوپیام زنان: در این اواخر انتقادات آقای کرزی از بمبارانهای ائتلاف بین المللی که منجر به کشته شدن افراد غیر نظامی میشود افزایش یافته است وحتی به امریکا هوشدار داده است که از روسیه امکانات نظامی میخرد. شما این اظهارات را چگونه تعبیر می نمایید؟
داکترعبدالله: آقای کرزی به عنوان ریس جمهور افغانستان که بر اساس آراء مردم برگزیده شده است، مسئولیت دارد که ازمردم افغانستان حفاظت نماید اما اگر این اظهارات با انگیزه استفاده سیاسی صورت گرفته باشد، مورد تائید مردم افغانستان نخواهد بود. خیلی مهم است که به سرنوشت مردم توجه جدی صورت بگیرد اما اگر مسئولین سیاسی کشور از مصیبت های مردم استفاده سیاسی نمایند، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست. مسئله دوم این است که مثلا طالبان در روزهای گذشته در کابل با عمل های انتحاری وحشت ایجاد کردند اما متاسفانه عکس العملی که ریاست جمهوری درهمان روز اول حادثه داشت، فقط دستور تحقیقات پیرامون حادثه بود ونه تقبیح این حادثه.
رهبران سیاسی افغانستان چه درحکومت وچه درخارج ازحکومت باید توجه داشته باشد که درک مردم افغانستان را دست کم نباید گرفت. مردم افغانستان متوجه همه حرکات واعمال ما هستند. من تصورنمیکنم که اگر اعمال وحشیانه طالبان را ویا هرکسی دیگری که درپشت این حادثه قرار داشته باشد تقبیح نکنیم واین موضوع به کم کردن دردهای مردم افغانستان کمک نماید. بصورت کلی نظرمن این است که هنوز مردم افغانستان
امیدوار بهبود اوضاع هستند وامیدوارند که این پروسه به موفقیت بیانجامد. درواقع مردم نمیخواهندکه افغانستان به گذشته برگردد. اما درعین حال متوجه رفتار وکردار ما نیز هستند. به نظرمن کسانی که توان فهم وعقلمندی مردم را نادیده ویا دست کم میگیرند، درسهای ناگوار تاریخ درانتظارشان خواهند بود. بازگو کردن دردهای مردم افغانستان وظیفه همه است وبیشتر وظیفه کسانی که در درجه بالای از مسئولیت سیاسی قرار دارند. رفتار وسیاست اینها باید صادقانه باشد. تا آنجاییکه به نیروهای ناتو تعلق میگیرد مسئولین دولتی یا ریس جمهور باید با آنها صحبت نمایند و دراین زمینه باید تصامیم درست و منطقی اتخاذ شود. فکرمیکنم که شکایت ها راه حل نمیباشد.
رادیوپیام زنان: آقای کرزی چه دست آوردی درمذاکره با طالبان داشته است؟ شما هم ریس جرگه امن منطقه ای بوده اید ودراین راستا سفری به پاکستان داشتید. دست آورد این جرگه چه بوده است؟
داکترعبدالله: درمورد مذاکره با طالبان فکرنمیکنم که تاهنوز دست آورد مشخصی دراین زمینه وجود داشته باشد. البته یک دلیلش هم این بوده که پروسه مذاکره با طالبان یک پروسه شفاف وروشن نبوده است درسطح ملی مطرح نشده است. دراین پروسه از جریانهای سیاسی همسو با دولت نظرخواهی صورت نگرفته است.
ادعاهای که گاهی به دلیل خوشباوری وساده اندیشی ازاین سو وآن سو شنیده میشود می بینیم که ازطرف طالبان با ترور پاسخ داده میشود. متاسفانه مردم افغانستان نمیدانند که سیاست های دولت افغانستان برکدام مبنی طرح وتنظیم گردیده است. بنابراین روشن بودن سیاست های دولت در رابطه با پاکستان و دررابطه باطالبان کمک می کند که افغانستان به صورت بهتر بتواند به مقصد برسد. اما متاسفانه درشرایط فعلی این سیاست بسیار مغشوش است.
اما دررابطه باجرگه امن باید بگویم که این حرکت یک فضای خوبی را ایجاد کرده بود که بااستفاده ازآن میشد روابط افغانستان وپاکستان را درسطح بهتری بهبود بخشید.البته اهداف جرگه امن تنها دنبال کردن مذاکره با طالبان نبود. هدف جرگه امن فراتر ازاین مسئله بود که هدف آن ایجاد یک فضای تازه میان افغانستان وپاکستان بود؛ روشی که کمتر معمول بوده است. باتوجه به وضعیت افغانستان وپاکستان این حرکت یک تلاش کاملا استثنایی بود که درآن تمام اقشار سیاسی واجتماعی وشخصیت های سیاسی چه درداخل دولت وچه درخارج دولت دریک جلسه هفت صد نفری شرکت کردند وهمه ابعاد روابط دوکشور را مورد بحث قرار دادند وحتی راه های را برای بهبود روابط دوکشور تجویز کردند. اما متاسفانه به دلیل اوضاع آشفته پاکستان در ادامه فعالیت های این جرگه نتوانست پیگیری صورت بگیرد.
درمورد مذاکره باطالبان و ختم جنگ، راه پیوستن به پروسه صلح باید باز گذاشته شود وکسانی که میخواهند ازخشونت و از ادامه جنگ دست بردارند، بار عایت قوانین کشور،
حق زیستن وحق برخواردای ازتمام مزایای حقوق شهروندی را دارد. اما گاهی شنیده میشود که ازملا عمر وازحکمتیار نیز برای پیوستن به پروسه صلح دعوت صورت میگیرد. وهدف قراردادن مردم بیدفاع افغانستان بوده است. من فکرمیکنم که دراین زمینه اتکاه به نیروی مردم واتکاه به میلیونها نفوس افغانستان که صلح، امنیت، قانون، عدالت اجتماعی، مساوات ونظام معتدل اسلامی میخواهند بهتر میتواند به تامین صلح وامنیت درافغانستان کمک نماید. اما وقتیکه دست دوستی به سوی کسانی دراز میگردد که قصد آنها کشاندن افغانستان به جنگ ومصیبت های بیشتر میباشد وبرای نابودی افغانستان ازهیچ تلاش دریغ نورزیده اند، این دوستی به معنی ضعف دولت تعبیر میگردد و آنها را درانجام اعمال ضدملی وضد مردمی شان مصمم تر می سازد. بنابراین درمورد مسئله مصالحه ومذاکره با طالبان ومخالفین مسلح دولت آنگونه که عنوان شده است، کار صورت نگرفته است ودرمورد اهداف این پروسه هم سوالات زیادی را مردم مطرح میکنند که اهداف این پروسه کاملا برای مردم مبهم میباشد. به همین دلیل این پروسه تا به حال دست آورد بخصوصی را برای افغانستان نداشته است.
رادیوپیام زنان: همانگونه که خود میدانید، جریان مقاومت به رهبری شهید احمدشاه مسعود، به تنهایی درمقابل طالبان، القاعده وتروریزم بین المللی جنگیدند اما امروز باتوجه به این که دنیا درافغانستان حضور دارد، نتوانستند با تهدید روز افزون تروریزم و طالبان مقابله نمایند و درنتیجه طالبان به دروازه های کابل رسیده اند. شما چه فکرمیکنید؟ آیا ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی درافغانستان صادقانه عمل کرده اند؟
داکترعبدالله: من فکرنمیکنم که جامعه بین المللی این وضعیت را بوجود آورده باشد که ازیک طرف پول وسرمایه مصرف نمایند و تلفات نیروهای خود را قبول نماید وازطرف دیگر اعتبار خودرا به خطر مواجه بسازد وبرای انجام آنچه که وعده سپرده است صادقانه عمل ننمایند. البته من خوب آگاهی دارم از تئوری های توطئه که اینجا وآنجا درموردش بحث میشود. اما به نظرمن درست نیست که عدم موفقیت جامعه بین المللی را درافغانستان ناشی از توطئه بدانیم وتصورکنیم که جامعه بین المللی نمیخواهند ویا نخواستند که درافغانستان به موفقیت نایل آیند. البته اشتباهاتی درسطح بین المللی وافغانستان صورت گرفته است که نقش مخربی که پاکستان دراین زمینه داشته است تاثیر گذار بوده است که اوضاع فعلی تاجای متاثر ازهمین اشتباهات میباشد. اما گفته نمیتوانیم که وضع موجود ناشی از یک توطئه ازطرف جامعه بین المللی میباشد که ازیک طرف برای بهبود وضعیت افغانستان هزینه انسانی واقتصادی مصرف مینمایند وازطرف دیگر کوشش نمایند که تلاشهای شان به نتیجه نرسد. چنین چیزی نبوده است وجامعه بین المللی برای بهبودی وضعیت افغانستان تلاش ورزیده است.
رادیوپیام زنان: حکومت آقای اوباما چه تاثیر را میتواند براوضاع افغانستان داشته باشد که حکومت آقای بوش نتوانست بگذارد؟ یا به عبارت دیگر، آقای اومابا چه کارهای را باید انجام بدهد که آقای بوش نتوانست انجام بدهد؟
داکترعبدالله: خوب درسهای دربرابر اداره جدید امریکا وجود دارد. من تاحدودی اشاره کردم به سیاست ها واشتباهاتی که ازطرف جامعه بین المللی درمورد قضایای افغانستان صورت گرفته. این که آقای اوباما، گفته است که نسبت به حل معضل افغانستان توجه بیشتر می نماید یک خبر خوب ویک نوید خوب است. اما بهبود اوضاع درافغانستان تنها به اداره اوباما و جامعه بین المللی تعلق نمیگیرد، بلکه به رهبری آینده افغانستان نیز تعلق دارد که ازفرصت های موجود برای بهبود وضعیت افغانستان استفاده نماید. طرحی را عملی نماید که برمنبای آن مردم افغانستان درصلح و آرامش زندگی کنند.
رادیوپیام زنان: همانگونه که درجریان هستید، نماینده آقای اوباما درافغانستان، از اداره آقای کرزی وتلاشهای که این اداره برای مقابله با تروریزم بین المللی انجام میدهد تقدیر وحمایت کرده است. علاوه براین قرار است که وزیر خارجه افغانستان نیز عازم امریکا شود. آیا شمافکر میکنید که غرب و بخصوص دولت امریکا از شخص آقای کرزی حمایت میکنند؟
داکترعبدالله: دونکته را نباید مغالطه کنید. اول اینکه دولت افغانستان یک دولت منتخب است که درراس آن آقای کرزی قرار دارد وتازماینکه افغانستان از نظر قانونی این نظام ومشروعیت سیاسی را دارد، دنیا باید ازاین نظام حمایت کند وطرفش هم دولت افغانستان است.
البته باتوجه به وضعیت موجود تنها دولت یک طرف قضیه بوده نمیتواند که نهادهای مدنی نیز اثر گذار اند اما ممثل سیاست افغانستان دولت افغانستان میباشد واین دولت توسط مردم افغانستان انتخاب شده است. به این نکته نیز باید اشاره شود که یک مسئله تعامل با نظام افغانستان وباسیاست دولت افغانستان است ومسئله دیگر مسئله انتخابات است. چیزی که نماینده آقای اوباما درمذاکرات خود تاکید کرده این است که دولت امریکا ازیک کاندیداتور مشخص حمایت نمیکند که همین موضوع شامل حال آقای کرزی نیز میگردد. ایشان تاکید کرده است که دولت مطبوعش کوشش های را برای برگزاری انتخاب شفاف وعادلانه و دموکراتیک انجام خواهد داد وبرای تامین امنیت انتخابات کمک خواهدکرد. جامعه بین المللی نیز تلاش خواهدکردکه بر روند انتخابات نظارت نماید. فکرمیکنم که آقای اوباما به این وعده ها عمل خواهد کرد واظهارات نماینده ایشان به معنی حمایت ازیک فردخاص نیست. البته این مسئله بصورت واضح از صحبت های ایشان برداشت میشود.
رادیوپیام زنان: همانگونه که درجریان هستید کمیسون انتخابات برگزاری انتخابات را به تقویق انداخته است. بعد ازختم دوره قانونی ریاست جمهوری آقای کرزی، افغانستان دچار خلاء قدرت نمیگردد؟
داکترعبدالله: فکرمیکنم که قانون اساسی افغانستان درمورد کار ریس جمهور حکم صریح ومشخص دارد. ازطرف دیگر بنا برقانون اساسی، موعد انتخابات را باتوجه به دلایل منطقی و موجه کمیسون انتخابات تعیین می نماید. البته دلایلی را که کمیسون انتخابات تاهنوز مطرح کرده است زیاد هم قابل توجیه نیست. یعنی که کمیسیون چندین سال وقت کافی داشته است که کارهای لازم را انجام داده تا انتخابات دروقت و زمان پیش بینی شده برگزار میگردید. اما حالا که کمیسون انتخابات یک تاریخ دیگر رابرای برگزاری انتخابات تعیین کرده است و میگوید که تا قبل ازاین تاریخ برگزاری انتخابات ممکن نیست و جامعه بین المللی هم بااین موعود موافقت کرده است. اما در فاصله میان ختم دوره ریاست جمهور آقای کرزی و موعد برگزاری انتخابات، فکرمیکنم که قوه قضایه، پارلمان افغانستان و جامعه بین المللی به یک توافق برسند تاهم خلاء قدرت پر گردد وهم قانون اساسی زیر پا نشود.
رادیوپیام زنان: به نظرشما جبهه ملی چه تاثیری را درفضای سیاسی افغانستان داشته است؟
داکترعبدالله: همین قدر گفته می توانم که جبهه ملی ازبدو تشکیل به عنوان یک نیروی سیاسی مخالف که پایه های گسترده دربین مردم دارد و ازطیف های وسیع سیاسی نمایندگی مینماید به عنوان یک اپوزیسیون دربرابر دولت قرار داشته است ونسبت به منافع ملی وعلایق حیاتی افغانستان وفادار باقی مانده است اما درعین زمان دربرابر حکومت وفعالیت های حکومت درسطح سیاسی یک جبهه مخالف بوده است. فکرمیکنم که جبهه ملی درشکل دادن آینده سیاسی افغانستان هم تاثیراتی خودرا خواهد داشت.
رادیو پیام زنان: با سپاس وتشکر ازشما جناب آقای داکتر عبدالله " عبدالله" که دراین مصاحبه شرکت نمودید. درپناه حق باشید.
مصاحبه ی دیگری از آقای عبدالله با خبرگزاری افغانستان رو را در ادامه مطلب بخوانید![]()
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19 موضوع مصاحبه ها | لینک ثابت
چرا داکتر عبدالله ؟؟؟
تاریخ پرفراز و نشیب افغانستان چهره های شاخص سیاسی فراوانی را تجربه کرده است که
همه آنها از ویژگی های مثبت و منفی برخوردار بوده اند . امان الله خان مرحوم ، داود خان
شهید و احمدشاه مسعود شهید از جمله سیاستمدارانی بودند که با وجود اشتباهاتشان برای ملت
افغانستان قابل احترام هستند. کنفرانس بن و توافقات آن شخصیت جدیدی را در بازار سیاست
افغانستان معرفی کرد . این شخص جناب حامد کرزی بود که ملت افغانستان به یکباره آرزوهای
گمشده ی خویش را در وجود او می دیدند. در این گیرودار حامد کرزی با رأی مردم به کرسی
ریاست جمهوری تکیه زد و پس از چندی به تصفیه هایی در کابینه اش دست زد. داکتر عبدالله
عبدالله وزیر خارجه حکومت کرزی در سفر به امریکا به سر می برد که توسط رییس جمهور
از پستش برکنار شد . این عمل رییس جمهور بسیاری را از تعجب انگشت به دهان نمود.
بسیاری از خود می پرسیدند داکتر عبدالله که فرزند جهاد و مقاومت این مرز بوم است و سالها
در سرزمین بخون خفته ی ما مقاومت را بر آپارتمان نشینی در غرب ترجیح داده و از جمله
وزرای محبوب و دوست داشتنی این کشور است چرا مورد بی مهری قرار می گیرد؟ آیا شرکت
نکردن در چپاول زمین های شیرپور سزایی جز برکناری نداشت یا مخالفت علنی با سیاست های
پاکستان حتی در حضور مشرف چنین مکافاتی را برایش به ارمغان آورد؟ شاید خیلی ها هنوز
به خاطر داشته باشند که او در مقر سازمان ملل و در جلسه های شورای امنیت ، چگونه از حق
ملت مظلوم ما دفاع کرده و پوزه ی دیپلمات های پاکستانی را به خاک مالیده است .
به هر صورت داکتر عبدالله پس از برکناری اش مدت ها به ظاهر از میدان سیاست به دور بود .
فقط در یک دوره کوتاه ریاست جرگه امن منطقوی بین پاکستان و افغانستان را بر عهده داشت و
بیشتر اوقاتش در کشور و خارج از کشور مشغول رایزنی و گفتگو برای بهبود وضعیت سیاسی
کشور با حلقات سیاسی داخل و خارج از کشور بود .
اکنون او پا به عرصه کارزار انتخاباتی گذارده و کاندید ریاست جمهوری است . ما ادعا نمی کنیم
که داکتر عبدالله تمام خصوصیت های یک رهبر ملی را در افغانستان دارا است ، اما با توجه به
پیشینه شخصی داکتر عبدالله و رقبایش او بهترین گزینه برای ریاست جمهوری است .
دیپلماسی قوی ، ظاهری آراسته و موقر ، تسلط بر زبانهای رسمی کشور و انگلیسی ، تجارب
سالهای جنگ و مقاومت و وزارت خارجه و شناخت دقیق از افغانستان ، ارتباط قوی با سازمان
های بین المللی از او چهره ای محبوب ساخته که می تواند گره کور بن بست کنونی افغانستان
را بگشاید.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 18 موضوع چرا داکتر عبدالله؟ | لینک ثابت
داکتر عبدالله عبدالله ولد غلام محي الدين زمريالي (سناتور انتصابي دور
اخير شوري) در شهر کابل به تاريخ پانزدهم ميزان 1339 هـ ش مطابق
سال 1960 ميلادي در يک خانه متدين
متولد گرديده است تحصيلات ابتدايي خود را
در مکتب غازي محمد ايوب خان تکميل
نموده و در سال 1355 مطابق سال 1976
ميلادي از ليسه نادريه کابل فارغ گرديده است. در سال 1356 شامل
فاکولته طب پوهنتون کابل گرديده که در سال 1362 تحصيلات خود را
به اتمام رسانيده و تا سال 1363 در شفاخانه نور به حيث داکتر چشم
مشغول خدمت بوده و در سال 1363 به پاکستان هجرت نموده و تا سال
1364 در شفاخانه سيد جمال الدين مشغول خدمت به مهاجرين افغانستان
گرديدند. در سال 1364 داخل جبهات جهاد گرديده و منحيث سرپرست
صحي جبهه پنجشير و بعداً بحيث مشاور و همکار احمد شاه مسعود تا
آزادي کابل مصروف خدمت بوده است. از سال 1992 الي 1996 در
کابل بحيث رئيس دفتر و سخنگوي وزارت دفاع ملي و در سال
1997 بحيث معاون وزارت خارجه تقرر يافته است. همچنان در سال
1999 سرپرستي وزارت خارجه دولت اسلامي افغانستان را بعهده داشته
و بعد از سقوط طالبان در سال 2001 در اداره مؤقت و بعداً در دوره
انتقالي مسؤليت وزارت خارجه را بعهده داشتند.
به لسانهاي پشتو، دري و انگليسي تسلط دارد و همچنان به لسانهاي عربي
و فرانسوي نيز بلديت دارد.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 18 موضوع زندگینامه داکتر عبدالله عبدالله | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست !!!
سفر دکتور عبدالله به فاریاب و حمایت طرفداران جنرال دوستم از ایشان
حمایت با شکوه مردم سمنگان از کاندید محبوبشان دکتور عبدالله "عبدالله"
زنان پایتخت طلسم خموشی را درهم شکستند
شکست نظام های ظالم به اراده ی مردم بستگی دارد...
حمایت جنرال دوستم و حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان از داکتر عبدالله عبدالله
حمایت با شکوه مردم هرات از دکتور عبدالله "عبدالله":
سفر دکتور عبدالله به غور و استقبال عظیم مردمی از ایشان 23 ماه سرطان
استقبال گرم دانشجویان دانشگاه کابل امروز از دکتور عبدالله
به همت خانه فرهنگ بانوان :
About

دکتور عبدالله ادامه دهنده راه وآرمان های قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود و انتخاب ملت آگاه افغانستان است
انشاءلله
دیدن سایت ما را فراموش نکنید
www.omid.af
سایت دکتور عبدالله:
www.change-hope.com
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
زندگینامه داکتر عبدالله عبدالله
داکتر عبدالله ادامه دهنده راه و آرمان مسعود شهید
چرا داکتر عبدالله؟
مصاحبه ها
میراث ماندگار یک ریس جمهور
افغانستان، انتخابات،ضرورت ها و راهکارها
در این نظر سنجی به عبدالله رای دهید!
چرا از داکتر عبدالله حمایت میشود؟
نظر آقای عبدالله در مورد فاجعه بغلان
نگاهی به نظر تهی از لطف خانم فرشته نظری درباره ی..
پیام دختران دانشگاهی افغان در حمایت از "عبدالله"
گالری عکس
کارنامه داکتر عبدالله
مقالات انتخاباتی
شعار ها
از فرمایشات آقای عبدالله
دیدارهای مردمی با دکتور عبدالله
دوستانی که به ما در تبلیغ برای آقای عبدالله کمک کردند
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
لوگوی ما