زير نامش بنويسيد مهاجر

از بد حادثه از جور زمان اينجا بود

بنويسيد كه قرباني هجرت شده بود

او كه نا خواسته سر بار برادر ها بود

از كنار همه ي زخم زبان ها رد شد

گوئي قلب او به اندازه يك دريا بود

رنج يك ملت محروم به دوشش جاري

اشك يك قوم به چشمان ترش پيدا بود

غم طولاني هجران وطن در چشمش

او به اميد شكوفا شدن فردا بود...

 

 

 


 

نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در چهاردهم اسفند 1387 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت